ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٤٨ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
استلحاق معاويه زياد بن ابيه را يكى از كارهاى زشت و ناپسند معاويه كه پس از راه سياست بوده و بر خلاف نظر علاقه مندان به ديانت مرتكب شده و از لحاظ فقهى به عقيده ارباب بصيرت و صاحبان ديانت و فقاهت بر خلاف شريعت مىنموده ملحق ساختن او است زياد بن سميّه را به ابو سفيان .
ابن اثير در « الكامل » ( جزء سيم - ذيل ) « ذكر استلحاق معاويه زياد » - صفحه ٢١٩ ) پس از اين كه نوشته است « در اين سال ( سال ٤٤ هجرى ) معاويه ، زياد بن سميّه را استلحاق كرده » و مطالبى در اين زمينه از طبرى آورده اين مضمون را نوشته است .
« . . آن چه تا كنون ياد كرديم همهء آنست كه ابو جعفر ( طبرى ) در اين باره آورده ليكن وى حقيقت امر را نياورده بلكه به آوردن و ياد كردن امورى كه پس از « استلحاق » رخ داده اقتصار كرده است و من در اين موضع سبب و چگونگى اين امر را ياد مىكنم زيرا اين موضوع از كارهاى بزرگ و مشهور است كه در اسلام اتفاق افتاده و مسامحه در بيان آن روا نيست » .
آنگاه چنين افاده كرده است :
« سميّه مادر زياد ، دهقانى زندرودى را در كسكر ، كنيز بود . آن دهقان زندرودى را بيمارى به همرسيده و حارث بن كلدهء ثقفى پزشك معروف عرب را براى معالجهء خود خواسته و به معالجهء او بهبودى يافته است پس پايمزد پزشك را كنيز خود سميّه را بوى داده از سميّه در خانهء حارث دو تن : نفيع ( ابو بكره ) و نافع ، متولَّد شده كه حارث به فرزندى ايشان نمىگفته پس سميّه را به غلامى رومى به نام عبيد به زنى داده و زياد از عبيد به همرسيده است .