ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٣٢ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
از آن پس از فضل عثمان ياد كرد و در آخر از عباده خواست كه به همراهى او براى خونخواهى عثمان قيام كند و او را در اين كار يار باشد .
« عباده گفت : آن چه گفتى شنيدم . آيا مىدانى من چرا ميان شما دو تن نشستم و شما را بنشستن خود از هم جدا كردم ؟
« گفتند : آرى ، براى فضل و سابقه و شرفت .
« گفت : نه ، به خدا سوگند از اين جهت نبود كه ميان شما فاصله انداختم و نشستم بلكه از آن روى بود كه چون در غزوهء تبوك ما در ركاب پيغمبر ( ص ) رهسپار بوديم ناگهان شما دو تن را كه رهسپار بوديد و هم اكنون با هم در سخن و گفتاريد ديد پس پيغمبر ( ص ) بما رو آورد و گفت :
« اذا رأيتموهما اجتمعا ففرّقوا بينهما فإنّهما لا يجتمعان على خير ابدا ؟ » و اينك من شما دو تن را از اين اجتماع ، نهى مىكنم . . » طبرى ، در جزء چهارم از تاريخ ( صفحه ١٤٤ ) ، مسندا ، چنين آورده است :
« عمرو عاص با گروهى از اهل مصر به قصد ديدار معاويه به شام ، وارد شدند .
عمرو به همراهان خود گفت : چون بر « ابن هند » در آييد براى اين كه در نظر او بزرگ بنماييد بر او به خلافت سلام مكنيد و تا شما را ممكن باشد و بتوانيد او را كوچك بشماريد .
« معاويه كه به فراست اين دستور عمرو را دريافته و پيش بينى كرده بود دربانان و نگهبانان خود را گفت : چنان مىدانيم كه « ابن نابغه » كار مرا پيش مصريان سبك و كوچك گرفته پس هنگامى كه بخواهند بر من در آيند به درشتى و سختى كه ممكن باشد و بتوانيد با ايشان برخورد كنيد به طورى كه هيچ يك از آنان به من نرسد مگر اين كه در انديشه جان و رهايى خود از نابودى باشد . دربانان چنين كردند .
« پس نخستين كسى از ايشان كه به نام ابن الخياط خوانده مىشد چون به مجلس معاويه در آمد زبانش گرفت و درمانده شد و بىاختيار گفت : السّلام عليك يا