ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٢٤ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
ابن ابى الحديد ، در جلد چهارم از شرح نهج البلاغه ( صفحه ٦٤ ) ، چنين آورده است :
« و من كتاب له ، عليه السّلام ، إلى زياد بن ابيه . .
« و قد عرفت انّ معاوية كتب إليك يستنزل لبّك و يستقلّ غربك فاحذره فانّما هو الشّيطان يأتى المرء من بين يديه و من خلفه و عن يمينه و عن شماله ليقتحم غفلته و يستلب غرّته . . » معاويه حتى با مغيره ، كه يكى از داهيان به نام عرب است بتعبير خودش به خدعه و نيرنگ رفته و بدين نيرنگ چنان كه در تاريخ است زمينه خلافت يزيد را آماده ساخته است .
طبرى در جزء چهارم تاريخ ( صفحه ٢٤٥ ) چنين آورده است :
« انّ المغيرة كتب إلى معاوية :
« امّا بعد فانّى قد كبرت سنّى و رقّ عظمى و شنفت لي قريش .
« فان رأيت ان تعزلنى فاعزلنى .
« فكتب اليه معاوية :
« جاءني كتابك تذكر فيه انّه كبرت سنّك فلعمرى ما اكل عمرك غيرك و تذكر انّ قريشا شنفت لك و لعمري ما اصبت خيرا الَّا منهم .
و تسألنى ان اعزلك فقد فعلت ، فان تك صادقا فقد شفّعتك و ان تك مخادعا فقد خدعتك » خلاصه اين كه خدا و پيغمبر ( ص ) و دين و ايمان تا حدّى مورد توجّه و توجيه معاويه بوده كه در نيل به مقاصد و اغراض شخصى وى مورد استفاده قرار گيرد و گر نه بى ملاحظه و به صراحت مقصود خويش را مقدم و دين و ايمان را بر كنار مىداشته بدان حدّ كه خود را به كلَّى آزاد مىشناخته در اين باره حتى خود را به تاويل هم نيازمند نمىديده تا كسانى را كه به دوستى او تعصّب بىجا مىورزند و عمل بر صحّت را بهانه مىسازند ، دست كم ، بدين بهانه