ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٢٢ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
بعلاوه ، معاويه اين مقام شامخ دينى را از راه استناد به نصّ و « نصب » ، يا دست كم به ادّعاء « اجماع » از « اهل حلّ و عقد » ، احراز نكرده بلكه به وسيلهء زر [١] و زور و متوسل شدن به كيد و غرور بر آن دست يافته است .
مهمّتر اين كه همه يا بيشتر از بزرگان علم و عمل و گروهى از صحابهء كبار با على ( ع ) و فرزندش ، حسن ، بيعت مىداشته و از بستگان جدّى و شيفتگان صميمى ايشان بشمار مىبوده و گفتهء پيغمبر ( ص ) را در بارهء « ثقلين » فرمان مىبرده و محبّت عترت را در دل مىداشته و ازين روى با معاويه و درباريان و فرمانداران همانندش ، كه دشمنان اهل بيت مىبوده ، ميانه و مناسبتى نداشته و هماره از آنان حذر مىداشته و دورى و اجتناب مىجسته و انحرافشان را از شاه راه دين آشكار ياد مىكردهاند .
آن چه از مجموع گفته هاى بزرگان از مورّخان مشهور و مورد اعتماد اهل تسنّن در بارهء معاويه بر اهل انصاف و اشخاص دور از تعصّب و اعتساف روشن مىگردد اينست كه : معاويه مردى زرنگ و ، باصطلاح عصر ما ، شخصى سياسى و بى حقيقت و از آن سو هم خود پسند ، دنيا پرست و جاه طلب بوده و در راه رسيدن به مقام و نيل به مقصود هيچ چيز را رادع و مانع خود نمىدانسته است .
فقيه مالكى ، در جزء پنجم از « العقد الفريد » ( صفحه ١٢٤ ) ، از عتبى از پدرش ، آورده كه معاويه به قريش اين مضمون را گفته است :
« مىخواهيد از خود و از شما به شما بازگو كنم ؟
« گفتند : بگو .
« گفت : چون شما بيفتيد من پرواز مىكنم و چون شما پرواز كنيد من مىافتم .
و اگر پريدن من با پرواز شما همراه آيد ناگزير هر دو فرو افتيم .
باز همو در همان كتاب ( همان جزء و همان صفحه ) اين مضمون را آورده است :
[١] از امام چهارم شيعه ، زين العابدين ( ع ) ، على بن حسين ( ع ) ، روايت است كه : « ان عليا كان يقاتله معاوية بذهبه » .