ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٢٠ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
حفظ پيغمبر ( ص ) و جانبازيهاى كم نظير براى پشتيبانى از دعوت و در راه ترويج دين و پيشرفت ايمان و نظائر اين فضائل ، از مزايا و اوصافى مىبود كه خلفاء راشدين ، كم يا بيش ، به آنها اتصاف و اشتهار مىداشتند و جمهور صحابه كه دانشمندان اسلامى آن عهد ، از ايشان و در ميان ايشان مىبودند به اين گونه اوصاف و مزايا براى آنان اعتراف و اذعان مىكردند و از اين رو در برابر علم و عمل ايشان ناگزير به طوع و رغبت ، كم يا بيش ، سر تسليم فرود مىآوردند .
معاويه در همهء آن اوصاف و مزايا نسبت به خلفاى راشدين بر خلاف مىبوده :
تشرّفش به اسلام و ملازمتش با پيغمبر مدتى كوتاه داشته و در زمانى بسيار كم و ناچيز بوده است چه معاويه و پدرش ، ابو سفيان ، و مادرش ، هند جگرخوار ، تا هنگام فتح مكَّه ( بيستم ماه رمضان از سال هشتم هجرى - نزديك به سه سال پيش از وفات پيغمبر - ص ) بر همان عناد ، و لجاج و جهالت و ضلالت خود برقرار بوده و در عداوت با پيغمبر ( ص ) ظاهرا و باطنا پافشارى مىنموده و با اسلام و اهل آن معارضه و مبارزه مىداشتهاند .
ابو سفيان چون خود را مقهور و مغلوب ديد با كراهت نمايان ، به ظاهر شهادتين بر زبان راند و خود را از كشته شدن رهايى داد و آزاد شد ليكن معاويه و مادرش در عداد ، باصطلاح ، « طلقاء » در آمدند . بعد از فتح مكَّه هم تا پيغمبر ( ص ) زنده بود به ابو سفيان بعنوان « مؤلَّفة قلوبهم » از سهام زكات سهمى داده مىشد و بدين وسيله از او و فرزندان او و بستگانش دل جويى به عمل مىآمد تا ، به اقتضاى سست اعتقادى يا بى ايمانى كه داشتهاند ، به فساد و اخلال تظاهر نكنند .
فقيه مالكى در جزء پنجم ( صفحه ١٢ ) از كتاب « العقد الفريد » اين مضمون را آورده است :
« . . مالك بن دينار گفته است :
هنگام رحلت پيغمبر ( ص ) ابو سفيان در بيرون مدينه بود چون به مدينه در آمد