ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١١٢ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
معاويه و صفات شخصى او معاويه كه در خاندانى چنان و با تربيتى چنين پيدايش و پرورش يافته و نشو و نما پذيرفته طبعا تربيت اسلامى در وى نفوذ نيافته و آداب و احكام آن چنان كه بايد و شايد او را متأثّر نساخته بود به طورى كه در زمان خلفاء حتى به هنگام خلافت خليفهء دوم ، كه همهء عمّال وى خواه ناخواه بايد پيروى او را از راه سادگى و بىآلايشى و افتادگى و بى اعتنائى به ظواهر و مظاهر پوچ دنيا دوستى مىرفتند معاويه از جاه طلبى و دنيا پرستى و خودپسندى و بلند پروازى دست بر نمىداشت .
در زمان خليفهء دوم با آن مراقبت و شدت عمل و سخت گيرى كه نسبت به امور دنيا و شئون رياست و اوضاع بلاد و احوال عمّال مىداشت و اميران و عاملان ناگزير و ناچار بايد او را پيروى مىكردند و ، گر چه به تكلَّف هم بود ، از راه تنسّك و بطريق تقشّف مىرفتند . معاويه كه امارت شام مىداشت ، بر خلاف ديگران و بر خلاف مركز خلافت با دبدبه و كبكبه و جبروت و هيمنهء سلطنت استبدادى زندگانى و رفتار مىكرد و نخوت و استكبار و خيلاء اموى را به كار مىبرد .
دربار و دستگاه معاويه در شام مانند دستگاه و دربار فرمانروايان روم و شاهنشاهان ايران مىبود و معاويه در طرز حكومت خود به جاى پاى قياصره و اكاسره پا مىنهاد و از رفتار و كردار ايشان پيروى مىكرد و سنّت سنيّه پيغمبر بزرگوار اسلام ( ص ) و سيرهء حميدهء خلفاء و شيوهء ستودهء صحابه را ناديده مىانگاشت و به وضع رفتار خليفهء با اقتدار زمان توجّهى نمىداشت .
ابن عبد البرّ در كتاب « الاستيعاب » ( ذيل ترجمهء معاويه ) اين مضمون را آورده است :