ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٠١ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
« بأبي أنت و امّى ما أوصلك و احلمك و اكرمك . و الله امّا هذه ففى النّفس منها شيء ! ! « عبّاس گفته است در اين هنگام وى را گفتم :
« ويلك ! تشهّد شهادة الحقّ قبل ، و الله ، ان يضرب عنقك .
چون اين را از من بشنيد فتشهّد . . » خلاصهء ترجمه اين كه :
از عباس عمّ پيغمبر ( ص ) نقل شده كه گفته است : چون با ابو سفيان به حضور پيغمبر ( ص ) رسيديم و بر او وارد شديم به ابو سفيان گفت :
واى بر تو ! آيا آن هنگام نرسيده كه بدانى جز خداى يكتا ، خدايى نيست ؟
ابو سفيان گفت : پدر و مادرم ترا به فدا باد ! چه اندازه صله رحم مىكنى و بردبارى و كرم دارى . چرا . گمان مىكنم اگر خدايى ديگر جز خدا مىبود من چنين بىچاره و درمانده نمىشدم .
باز پيغمبر ( ص ) گفت : آيا آن زمان نيامده كه بدانى من پيغمبر خدا هستم ؟
در پاسخ گفت : پدر و مادرم ترا به فدا باد ! صلهء رحم و بردبارى و كرم تو بسيار و شگفت انگيز است . ليكن در اين باره مرا دل ، صافى و خاطر پاك نيست ( به آن اعتقاد ندارم ) .
عبّاس گفته است : پس من وى را گفتم :
واى بر تو پيش از اين كه ، به خدا سوگند ، گردنت زده شود شهادت بر زبان ران .
پس خواه نخواه و با اكراه شهادت بر زبان راند و از كشته شدن رهايى يافت .
هنگام رحلت پيغمبر ( ص ) كه تقريبا سه سال پس از قضيهء بالا رخ داده ابو سفيان براى اين كه ميان مسلمين اختلاف ايجاد كند و اسلام را ضعيف و ، به گمان سست و فاسد خويش ، آن را نابود سازد وقتى از قضيهء « سقيفه » ، كه در نبودن او در مدينه پيش