با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٦ - شواهد تاريخى بر قاتل بودن يزيد
يعقوبى گويد: يزيد به وليد بن عتبة بن ابى سفيان، فرماندارش در مدينه، چنين نوشت:
هنگامى كه نامهام به تو رسيد، حسين بن على و عبد الله زبير را احضار كن و از آنها بيعت بگير. اگر خوددارى كردند، آنها را گردن بزن و سرهاشان را نزد من بفرست. سپس از مردم بيعت بگير و هر كس خوددارى كرد، همين حكم را درباره او و درباره حسين بن على (ع) و عبدالله زبير اجرا كن. والسلام. [١]
٢. مسأله ترور امام حسين (ع) در موسم حجّ
يزيد فرمان داد تا در مراسم حجّ سال شصت هجرى امام (ع) را ترور كنند. علّامه مجلسى مىنويسد: در برخى كتابهاى معتبر ديدهام كه يزيد، عمرو بن سعيد بن عاص را با لشكرى بزرگ گسيل داشت و امارت مراسم را به او سپرد و او را بر همه حاجيان فرمانده ساخت؛ و به او سفارش كرد كه پنهانى حسين (ع) را دستگير كند و اگر نتوانست به طور ناگهانى او را بكشد. سپس در همين سال سى تن از شياطين بنى اميه را با حاجيان فرستاد و به آنان فرمان داد كه هر طور شده حسين (ع) را بكشند. [٢]
دكتر حسن ابراهيم حسن مىنويسد: گفته شده است: حسين (ع) مىدانست كه در صورت ماندن در مكّه چه خطراتى در پيش رو دارد. زيرا بنى اميه به زودى او را تعقيب خواهند كرد تا وى را در حجاز بكشند. از اين رو ترجيح داد كه كشتن او دور از بيت الله الحرام باشد. [٣]
٣. نامههاى يزيد پيرامون قتل امام حسين (ع)
شواهد چندى وجود دارد كه او به عبيدالله زياد نامه نوشت تا با حسين (ع) بجنگد. از آن جمله:
ابن عبد ربّه از على بن عبد العزيز از محمّد بن ضحّاك بن عثمان خزاعى از پدرش نقل مىكند كه گفت: يزيد به عبيدالله زياد، فرماندار عراق، نوشت: به من خبر رسيد كه
[١] . تاريخ يعقوبى، ج ٢، ص ٢٤١.
[٢] . بحار الانوار، ج ٤٥، ص ٩٩.
[٣] . تاريخ الاسلام، ج ١، ص ٣٩٩.