با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٣ - لعن يزيد
لعن يزيد
لعن به معناى طرد از رحمت است. خداى متعال مىفرمايد: «لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ» [١]^ يعنى اينكه آنان را از رحمت دور كرد و طرد نمود.
براى جواز لعن يزيد به موارد چندى مىتوان استدلال كرد؛ كه از آن جمله است:
١. تمسّك به عموم و اطلاق برخى آيههاى قرآن
خداى متعال مىفرمايد:
إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِيناً. [٢]
آنها كه خدا و رسولش را مىآزارند، خداوند در دنيا و آخرت لعنتشان كرد و برايشان عذابى خوار كننده آماده ساخته است.
حال اگر آزار امام حسين (ع) موجب آزار پيامبر (ص) باشد، آيا قتل او موجب آزار پيامبر (ص) نيست؟ [٣]
در جايى ديگر خداوند متعال مىفرمايد:
وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِيماً. [٤]
[١]. البقرة (٢)، آيه ٨٨.
[٢] . الأحزاب (٣٣)، آيه ٥٧.
[٣] . زرندى متوفاى سال ٥٧٠ در كتاب نظم دررالسمطين (ص ٢٣٢) مىنويسد: على از درّة دختر ابو لهب و به نقلى از ابو هريره نقل كرده است كه صبية، دختر ابو لهب، نزد پيامبر (ص) آمد و عرض كرد: مردم مرا صدا مىزنند و مىگويند تو دختر هيزم خداوندى. گويد: پيامبر (ص) خشمناك بيرون آمد تا بر منبر قرار گرفت. پس از حمد و ثناى الهى فرمود: چه شده است كه مردانى از شما مرا با آزار اهل بيتم مىآزارند؟ به آنكه جانم به دست اوست سوگند، هيچ بندهاى ايمان نمىآورد تا آنكه مرا دوست بدارد، و مرا دوست نمىدارد، تا آنكه خاندانم را به خاطر من دوست بدارد. بدانيد هركس با آزار خويشاوندانم مرا بيازارد، مرا آزرده است و آن كس كه مرا بيازارد خداى را آزرده است. مىگوييم: هرگاه كه پيامبر (ص) با آزار زبانى دختر ابولهب خشمگين مىشود، آيا مىشود كه نسبت به آنچه بر سر اهل بيت او با زبان و شمشير آوردهاند، خشمگين نشود.
[٤] . النساء (٤)، آيه ٩٣.