با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٢٨ - آنچه اهل مدينه شنيدند
آنچه اهل مدينه شنيدند
شيخ بزرگوار، ابن قولويه از عمرو بن عكرمه نقل مىكند كه گفت: شب قتل حسين (ع) را در مدينه به صبح آورديم. در اين هنگام يكى از غلامان ما مىگفت: بامدادان شنيدم كه منادى ندا مىداد و مىگفت:
اى كسانى كه حسين را جاهلانه كشتيد؛
مژده باد شما را به عذاب و شكنجه؛
همه اهل آسمان بر شما نفرين مىكنند؛
هم پيامبران، هم فرستادگان و هم كشتگان؛
شما بر زبان پسر داوود لعنت شديد؛
و نيز بر زبان روح الله، حامل انجيل [١].
مطهر بن طاهر مقدسى گويد: اهل مدينه در آن شبى كه حسين (ع) در روز آن كشته شد، شنيدند كه هاتفى ندا مىدهد:
پيامبر بر جبينش دست كشيد؛ و او نورى در چهره دارد؛
پدر و مادرش از بزرگان قريشند؛
و جدّ او بهترين جدّها است. [٢]
ابن نما حلّى گويد: از روايتهايى كه تنها نطنزى در كتاب خصائص از ابو ربيعه از ابو قبيل نقل مىكند، اين است: گويند: شنيده شد كه در آسمان مدينه گويندهاى مىگفت:
اى كسى كه قائل به فضيلت خاندان محمّد (ص) هستى؛
پيام ما را بدون هيچ سستى برسان؛
[١] . كامل الزيارات، ص ٩٧، باب ٢٩، ح ١٠، به نقل از آن بحار الانوار، ج ٤٥، ص ٢٣٨؛ الارشاد، ج ٢، ص ١٢٤؛ تاريخ الطبرى، ج ٤، ص ٣٥٨؛ الكامل فى التاريخ، ج ٤، ص ٩٠؛ مثير الاحزان، ص ١٠٧؛ به نقل از آن بحارالانوار، ج ٤٥، ص ٢٣٥؛ كشف الغمّة، ج ٢، ص ٦٨؛ تذكرة الخواص، ص ٢٧٠؛ روضة الواعظين، ج ١، ص ١٣٩؛ البداية والنهاية، ج ٨، ص ٢٠٠؛ الملهوف، ص ٢٠٨؛ تسلية المجالس، ج ٢، ص ٣٧٢؛ نيز ر. ك: تاريخ دمشق، ج ٤، ص ٣٤١؛ كفاية الطالب، ص ٢٩٥؛ نظم دررالسمطين، ص ٢١٧؛ ينابيع المودة، ص ٣٢٠؛ احقاق الحق، ج ١١، ص ٥٧٦؛ بحار الانوار، ج ٤٥، ص ١٩٩، به نقل از شارح ديوان امير المؤمنين (ع).
[٢] . البدء و التاريخ، ج ٦، ص ١٢.