با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٣ - ريشههاى مسأله
اى بنى اسرائيل قاتلش را لعنت كنيد؛ و اگر روزگارش را درك كرديد از يارى او باز مايستيد. زيرا هر كس با او شهيد شود گويى كه با پيامبران در جنگ پيشروى كرده است ... گويا من به بارگاهش مىنگرم. هيچ پيامبرى نبود مگر اينكه كربلا را زيارت كرد و كنارش ايستاد و گفت: تو بقعهاى هستى با خير فراوان و ماه تابان در تو مدفون مىشود. [١]
خوارزمى نقل مىكند كه وقتى كعب الاخبار در روزگار عمر بن خطاب مسلمان شد به مدينه آمد. مردم شهر از او درباره حوادث روزگار آخر الزمان مىپرسيدند و او در پاسخ آنها مىگفت: «بزرگترين آنها درگيرى خونينى است كه هرگز فراموش نمىشود؛ و آن همان فسادى است كه خداى متعال در كتاب شما از آن ياد كرده و فرموده است: «تباهى در خشكى و دريا آشكار گرديد.» تبهكارى با هابيل به دست قابيل آغاز گرديد و با قتل حسين بن على (ع) پايان مىپذيرد. سپس كعب گفت: شايد قتل حسين را آسان مىگيريد، آيا نمىدانيد كه در روز قتل او درهاى همه آسمانها گشوده مىشود و به آسمان اجازه داده مىشود كه خود تازه بگريد؟ وقتى ديديدكه سرخى از شرق و غرب آسمان برآمده است، بدانيد كه براى حسين (ع) مىگريد. به او گفتند: اى ابا اسحاق چرا آسمان براى پيامبران پيشين و فرزندانشان و براى كسانى كه از حسين (ع) بهتر بودند چنين نمىكند؟ او جواب داد: واى بر شما قتل حسين (ع) كارى است بس بزرگ، چرا كه او پسر دختر بهترين پيامبران است و او را آشكارا و ظالمانه به قتل مىرسانند و سفارش رسول خدا (ص) را دربارهاش رعايت نمىكنند، در حالى كه از نسل پيامبر (ص) و پاره تن اوست و با دريايى از اندوه در كربلا كشته مىشود.» [٢]
ابن كثير گويد: «از كعب الاحبار رواياتى درباره كربلا نقل شده است.» [٣]
رأس الجالوت گفته است: «من مىشنيدم كه فرزند يكى از پيامبران در كربلا كشته
[١] . كامل الزيارات، ص ٦٧، ح ٢؛ نيز ر. ك. العوالم، ج ١٧، ص ٥٩٣، ح ٢؛ بحار الانوار، ج ٤٤، ص ٣٠١، ح ١٠.
[٢] . مقتل خوارزمى، ج ٢، ص ١٦٩.
[٣] . البداية والنهاية، ج ٨، ص ٢٠١.