با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٦ - چند روايت درباره يزيد
نمىكند كه تو مردم را به گمان كشتى و به گمان گرفتى و كودكى را امارت دادى كه شراب مىخورد و با سگان بازى مىكند.» [١]
نيز در نامهاش به معاويه نوشت: «سپس پسرت را به حكومت رساندى و حال آنكه او جوانى است شرابخوار و سگ باز. پس تو به امانت خويش خيانت و رعيتت را ويران كردى و نصيحت پروردگارت را ادا نكردى. چگونه كسى را كه شراب مىنوشد بر امّت محمد (ص) حاكم مىكنى؟ در حالى كه نوشنده شراب از فاسقان و در شمار اشرار است.
شرابخوار را بر درهمى نتوان امين كرد تا چه رسد بر يك امّت.» [٢]
همچنين آن حضرت (ع) به معاويه فرمود: «من دريافتم كه آنچه درباره كامل شدن يزيد و سياست او براى امّت محمد (ص) گفتى، براى اين است كه مىخواهى كار يزيد را بر مردم مشتبه كنى. گويى كه پرده نشينى را توصيف يا از غايبى تعريف مىكنى، يا از چيزى خبر مىدهى كه تنها تو از آن آگاهى. يزيد خود نشانگر جايگاه رأى خويش است.
يزيد را بگذار تاآن طور كه خودش مىخواهد سگها را به جان هم بيندازد و با كبوترها و زنان تنبور زن سرگرم باشد؛ كه او را ياور خويش خواهى يافت؛ دست از تلاشهاى خويش بردار». [٣]
نيز به معاويه فرمود: «چه كسى براى امّت محمّد (ص) بهتر است! يزيد شرابخوار فاسق؟!» [٤]
آن حضرت به عبدالله بن زبير فرمود: اى ابو بكر! نيك بنگر، آيا (گمان مىكنى) [٥] كه من با يزيد بيعت مىكنم، در حالى كه او مردى است فاسق كه آشكارا فسق مىكند، شراب
[١] . الامامة و السياسة، ج ١، ص ١٨٠؛ الغدير، ج ١٠، ص ١٦١؛ موسوعة كلمات الامام الحسين (ع)، ص ٢٥٤؛ رجال الكشى، ص ٥١، ح ٩٨؛ معادن الحكمة، ج ١، ص ٥٨٢؛ العوالم، ج ١٧، ص ٩٢، ح ٦.
[٢] . دعائم الاسلام، ج ٢، ص ١٣٣، ٤٩٨؛ موسوعة كلمات الامام الحسين (ع)، ص ٢٥٨، ح ٢٣١.
[٣] . الامامة و السياسة، ج ١، ص ١٨٦؛ تاريخ اليعقوبى، ج ٢، ص ٢٢٨؛ اعيان الشيعة، ج ١، ص ٥٨٣؛ الغدير، ج ١٠، ص ٢٤٨؛ موسوعة كلمات الامام الحسين (ع)، ص ٢٦٢، ح ٢٣٤.
[٤] . الفتوح، ج ٣، ص ٣٤٣؛ موسوعة كلمات الامام الحسين (ع)، ص ٢٦٥، ح ٢٣٦.
[٥] . در تسلية المجالس چنين آمده و آن درستتر است.