با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٧ - چند روايت درباره يزيد
مىنوشد، با سگان و يوز پلنگان بازى مىكند و با باقيمانده خاندان پيامبر (ص) كينه مىورزد؟! نه به خدا سوگند، هرگز چنين چيزى نخواهد شد.» [١]
به وليد بن عتبه فرمود: «... يزيد مردى است فاسق، شرابخوار، كشنده نفسهاى محترم و آشكار كننده فسق؛ و كسى چون من، با او بيعت نمىكند.» [٢]
به مروان بن حكم فرمود: «... انا للَّه و انا اليه راجعون. هنگامى كه امت اسلامى گرفتار حاكمى چون يزيد شده است، بايد فاتحه اسلام را خواند ... واى بر تو! آيا مرا به بيعت يزيد فرمان مىدهى و حال آنكه او مردى فاسق است. به يقين ناعادلانه سخن گفتى ... من تو را بر اين گفتارت نكوهش نمىكنم، چرا كه تو ملعونى هستى كه رسول خدا (ص)، در حالى كه در پشت پدرت حكم بن ابى العاص بودى، تو را لعنت كرد. به يقين هركس كه رسول خدا (ص) لعنتش كند از او انتظارى جز اينكه به بيعت يزيد فرا بخواند نمىرود!». [٣]
فرمود: از رسول خدا (ص) شنيدم كه مىفرمود: «خلافت بر خاندان ابو سفيان و بر آزاد شدگان فرزند آزاد شده حرام است. هرگاه معاويه را بر منبر من ديديد، شكم او را پاره كنيد.» به خدا سوگند مردم مدينه او را بر منبر جدّم ديدند ولى به آنچه فرمان يافته بودند عمل نكردند و خداوند آنان را گرفتار يزيد كرد. خداوند عذابش را در آتش زياد كند. [٤]
به عبدالله بن عمر فرمود: ابا عبد الرحمن! آيا من با يزيد بيعت كنم و در صلح او وارد شوم و حال آنكه رسول خدا (ص) درباره او گفت آنچه را گفت؟». [٥]
[١] . الفتوح، ج ٥، ص ١١؛ مقتل خوارزمى، ج ١، ص ١٨٢؛ موسوعة كلمات الامام الحسين (ع)، ص ٢٧٨، ح ٢٤٤.
[٢] . الفتوح، ج ٥، ص ١٤؛ مقتل خوارزمى، ج ١، ص ١٨٤؛ مثير الاحزان، ص ٢٤؛ بحار الانوار، ج ٤٤، ص ٣٢٥؛ موسوعة كلمات الامام الحسين (ع)، ص ٢٨٣، ح ٢٥١؛ تسلية المجالس، ج ٢، ص ١٥٢.
[٣] . الفتوح، ج ٥، ص ١٧؛ مقتل خوارزمى، ج ١، ص ١٨٤؛ موسوعة كلمات الامام الحسين (ع)، ص ٢٨٤، ح ٢٥٢ و مانند آن در تسلية المجالس، ج ٢، ص ١٥٣؛ و در آن آمده است: «از كسى چون او بعيد نيست كه به بيعت يزيد دعوت كند.»
[٤] . همان.
[٥] . الفتوح، ج ٥، ص ٢٦؛ مقتل خوارزمى، ج ١، ص ١٩؛ مثير الاحزان، ص ٤١؛ موسوعة كلمات الامام الحسين (ع)، ص ٣٠٦؛ تسلية المجالس، ج ٢، ص ١٦٥.