با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٧٠ - وضعيت مدينه پس از ورود اهل حرم حسين(ع)
از ديار من كوچيدند و در اندوه سراى قلبم سكونت گزيدند. از خانههايم دور شدند و با دراز ساختن دوران جدايى اندوهم را طولانى ساختند. آه، چقدر آرزومند جاى پاى آنان بر خاك خود هستم! آه و افسوس كه ماه چهرههاشان از منزلگاههاى سعادتم رخت بر بستند. روزگار دوريم از آنان، نوميدم كرد و در شاديم همچنان اميدوار ماند و روزگار با غارتشان با من دشمنى ورزيد. من پس از آنان در ميان مردم هيچ جايگاه اميدى ندارم. اى واژگان! قلب من را از اندوه ذوب كنيد. تو ديگر در خاكستر استخوانهايم جايگاهى ندارى. اى تن بيمار! پيش از سپرى شدن زمان و روزگار از شدّت اندوه بمير.
آن حضرت مشاهده كرد كه منزلهاى دوستانش از فرط وحشت تاريك است و چون كسى در آنها نيست تهى افتادهاند. گويى كه زبان حال با آنان نجوا مىكرد و با بيان گفتار خطاب به آنان مىفرمود: اى سراهايى كه پشتيبانش غايبند و وضعيتش دگرگون گشته و به ويرانه تبديل شدهاند. اندوهم در فقدان ساكنانت هميشگى است و شور و شوقم به خاطر دورى آسمانت پايان نمىپذيرد. خبر مصيبتهايشان اشكم را سرازير مىكند و اخبار درد و رنجشان آه و افسوسم را بر مىانگيزد. سرزمين خالى از آنها قلبم را آتش مىزند و خانههاى نوميدشان عقلم را به وحشت مىاندازد. چرا نبايد آتش زنه جدايى را از آتش جدايى پر نكند؛ و فرط شيفتگى جامه بيمارى را بر اعضا و جوارحم بر ندرد ...» [١]
وضعيت مدينه پس از ورود اهل حرم حسين (ع)
خوارزمى گويد: «چون اهل حرم حسين (ع) وارد مدينه شدند، زنان بنى هاشم شيون كردند و شهر يكپارچه فرياد شد ...» [٢]
ابن فتّال نيشابورى گويد: «... تا آنكه وارد مدينه شدند هيچ شيونى همانند شيون بنى هاشم در خانههاشان براى حسين (ع) شنيده نشد». [٣]
[١] . تسلية المجالس، ج ٢، ص ٤٦٤.
[٢] . مقتل خوارزمى، ج ٢، ص ٧٦. اين نقل پيش از اين به طور كامل آمد و نيازى به تكرار آن نيست.
[٣] . روضة الواعظين، ج ١، ص ١٩٢.