با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٨ - سخنى با مجاهد
دو بيت مشتمل بر كفر صريح نيز بر آن افزود، با وجود اين، پس از مشاهده دگرگون شدن اوضاع و احوال، از بيم برپايى فتنه و آشوب و زوال حكومتش آن جملهها را نيز بر زبان آورد. دليل آن هم نقل مؤلف در همين مقاله است؛ كه يزيد به ابن زياد عيب گرفت و گفت: او تخم دشمنى مرا در دل هر نيكو كار و فاسقى كاشت. اين خود مؤيّد آن است كه يزيد زمانى اين موضع را اتخاذ كرد كه برايش ثابت شد آراى عمومى با كار او مخالف است.
سوم: احتياط در مسأله به اين است كه انسان نسبت به اين جنايت بزرگ موضعى مناسب اتخاذ كند. آن هم جنايتى چون فاجعه قتل حسين (ع) كه رسول خدا (ص) بارها پيش از شهادتش بر او گريست و بارها قاتلش را لعنت كرد. بنابراين آنچه ابن حجر به عنوان احتياط انجام داده، خلاف احتياط است.
سخنى با بيهقى
خوارزمى مىنويسد: شيخ سنّت، احمد بن حسين، پيرامون تمثّل جستن يزيد به ابيات ابن زبعرى گويد: پايان سخن يزيد با آغازش شباهت ندارد و من به دليل اينكه چنان چيزى ثبت نشود آن را ننوشتم. اگر او اين را گفته باشد، فعل تبهكاران را- با كشتن حسين (ع) و خاندانش- با اقوال كافران پيوند داده است. [١]
علامه محمودى در حاشيه سخن وى مىنويسد: بيهقى جست و جو درباره كفر پيشوايش را نپسنديده است؛ تا كفرش براى او اثبات شود و نزد خردمندان رسوا گردد. چنانچه كوشش خود را پيرامون سخنان يزيد به كار مىبست، برايش ثابت مىشد او بارها سخن كفر آميز بر زبان جارى كرده و رفتار كافران بارها از او سر زده است. [٢]
سخنى با مجاهد
سبط ابن جوزى نوشته است كه مجاهد پيرامون ابيات «هاشم پادشاهى را به بازى گرفت» گفته است: او نفاق ورزيده است. [٣]
[١] . مقتل خوارزمى، ج ٢، ص ٥٩.
[٢] . عبرات المصطفين، ج ٢، ص ٢٩١.
[٣] . تذكرة الخواص، ص ٢٦١.