با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٤ - چه كسى سر مطهر را آورد؟
فرمان داد كه با رو بنه حسين (ع) و هر كس را از خاندانش كه باقى مانده است، نزد او بفرستد. [١]
مؤيّد اين مطلب نقل طبرى و ابن اثير از هشام كلبى درباره آمدن پيك يزيد بن معاويه نزد عبيدالله است. او حامل نامهاى بود كه از عبيدالله مىخواست تا اسيران را نزد او بفرستد. [٢]
چه كسى سر مطهر را آورد؟
درباره اينكه چه كسى سر حسين (ع) و ياران با وفايش را براى يزيد برد، سيره نويسان سه قول دارند:
الف- زحر بن قيس جعفى
نظر اغلب مورخان همين است. [٣] مؤيّد اين نظر نقل طبرى از ابراهيم بن سعد است كه گفت: او به من خبر داد كه در هنگام مصاحبت زهير بن قين با حسين (ع) با او بود؛ و (امام) به او گفت: اى زهير! بدان كه قتلگاه من همين جا است؛ و زحر بن قيس سرم را از پيكر جدا مىكند و به اميد عطاى يزيد نزد او مىبرد، اما چيزى به وى نمىدهد. [٤]
در اين كار ابو بردة بن عوف، طارق بن ابى ظبيان، و جماعتى از اهل كوفه نيز زحر بن قيس را همراهى مىكردند. شيخ مفيد گويد: پس از آنكه مردم از گرداندن سر شريف در كوفه فراغت يافتند، آن را به در قصر باز گرداندند. ابن زياد آن را به همراه سرهاى ياران امام (ع) به زحر بن قيس سپرد؛ و او را نزد يزيد بن معاويه- لعنت همه لعنت كنندگان زمين و آسمان بر آنان باد- فرستاد و ابا بردة بن عوف ازدى و طارق بن ابى ظبيان را نيز با جماعتى از كوفيان با او همراه كرد تا آنكه آنها را در دمشق نزد يزيد بردند. [٥]
[١] . الرّد على المتعصّب العنيد، ص ٤٥.
[٢] . تاريخ الطبرى، ج ٤، ص ٣٥٤؛ الكامل فى التاريخ، ج ٤، ص ٨٤.
[٣] . الارشاد، ج ٢، ص ١١٨؛ الفتوح، ج ٢، ص ١٨٠؛ الكامل فى التاريخ، ج ٤، ص ٨٣؛ البداية والنهاية، ج ٨، ص ١٩٣؛ مقتل الخوارزمى، ج ٢، ص ٥٥؛ اعلام الورى، ص ٢٤٨؛ جواهر المطالب، ج ٢، ص ٢٩١.
[٤] . دلائل الامامة، ص ١٨٢، ج ٩٧.
[٥] . الارشاد، ج ٢، ص ١١٨.