با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٢ - با پيرمرد شامى
و ابن العبرى [١] اين مطلب را تصريح كردهاند، ابن العبرى مىگويد: آن گاه ابن زياد سر حسين (ع) را همراه فرزندانش به سوى يزيد بن معاويه فرستاد. او فرمان داد كه زنان و دخترانش را در پلّكان مسجد، جايى كه اسيران را براى ديدن مردم نگه مىداشتند، نگاه دارند.
با پيرمرد شامى
ابن اعثم گويد: خاندان رسول خدا (ص) را آوردند تا از دروازه «توما» وارد شهر دمشق كردند. از آنجا آوردند و بر پلّكان مسجد- محلّ نگه دارى اسيران- نگاه داشتند. در اين هنگام پيرمردى آمد تا به آنها نزديك شد و گفت: «خداى را سپاس كه شما را كشت و نابودتان كرد و مردان را از ستم شما آسوده ساخت و امير مؤمنان را بر شما چيرگى بخشيد». پس على بن الحسين (ع) به او فرمود: اى پيرمرد! آيا قرآن خواندهاى؟
گفت: بلى، خواندهام.
فرمود: آيا آيه «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى» [٢] را خواندهاى؟
پيرمرد گفت: آرى، آن را خواندهام.
على بن الحسين (ع) فرمود: اى پيرمرد، «القربى» (خويشاوندان) ماييم!
باز آن حضرت فرمود: آيا در سوره بنىاسرائيل آيه «وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ» [٣] را خواندهاى؟
پيرمرد گفت: آرى، آن را خواندهام.
على بن الحسين (ع) فرمود: اى پيرمرد، «خويشاوندان» ماييم!؛ باز پرسيد: آيا آيه «وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى» [٤] را خواندهاى؟ اى پيرمرد بدان كه مراد از ذى القربى در اين آيه ما هستيم.
[١]. تاريخ مختصر الدول، ص ١٩٠.
[٢] . شورى (٤٢)، آيه ٢٣.
[٣] . الاسراء (١٧)، آيه ٢٦.
[٤] . بدانيد كه هرگاه چيزى به غنيمت گرفتيد، خمس آن از آن خدا و پيامبر و خويشاوندان است. (انفال (٨)، آيه ٤١).