با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧٧ - داورى ميان محدث نورى و قاضى طباطبايى
«قائل به اين مسأله تنها سيد بن طاووس در لهوف نيست. بلكه ابوريحان بيرونى متوفاى سال ٤٤٠ به اين موضوع تصريح دارد ودر ميان اصحاب مذهب اماميه مشهور است- ادعايى كه مجلسى كرده است- و علماى قرن يكم تا هفتم بر آن اتفاق نظر دارند. نخستين كسى كه در اين باره اشكال كرده است سيد بن طاووس در الاقبال و از متأخران محدّث نورى است». [١]
بنا بر اين مسأله از چارچوب نقل يك راوى ناشناخته در سنين نوجوانى بيرون مىآيد و مسألهاى ريشه دار تلقى مىگردد. بلى، به زودى ملاحظاتى چند درباره سخن شهيد قاضى نيز خواهيم داشت. محدث نورى به هفت نكته استدلال مىكند.
هفت نقطه نظر محدّث نورى
سپس محدث نورى مىگويد: رسيدن اهل بيت به كربلاى معلا به نحوى كه سيد در لهوف ذكر نموده منافى است با امور بسيار و جمله ازاخبار و تصريح جمعى از علما و اخيار و به اختصار به آنها اشاره مىشود:
اول آنكه سيد معظم مذكور بعد از مدتى خود ملتفت به بعضى از نقصهاى آن شده، آن را بعيد دانسته است.
آن گاه مطلبى راكه پيشتر از سيد نقل كرديم آورده و پس از آن مىگويد: اين خلاصه كلام ايشان است در اقبال و العجب كه در لهوف استيذان پسر مرجانه را از يزيد و حمل او اهل بيت را بعد از آمدن جواب ذكر كرده و با اين حال آن قصه را از آن راوى نقل فرموده.
اين دو هرگز با هم جمع نشود.
دوم آنكه احدى از اجلّاء فن حديث و معتمدين اهل سيره و تواريخ در سياق ذكر مقتل اشاره به اين قصّه نكردند با آنكه ذكر آن از جهاتى شايسته و محل اعتنا بود، بلكه از سياق كلامشان انكار آن معلوم مىشود.
آن گاه به ذكر سخن شيخ مفيد در الارشاد پيرامون فرمان يزيد مبنى بر تجهيز اهل بيت به سوى مدينه مىپردازد، تا آنجا كه مىگويد: و نعمان به وصيت يزيد عمل نمود و اهل بيت عصمت را به آرامى و مدارا برد تا داخل مدينه شدند؛ و نشود كه ايشان درمسير خود به كربلا روند و جابر را ملاقات كنند و چند روز عزادارى كنند و شيخ مفيد آن را در محل معتمدى نديده باشد يا ديده و در اين مقام اشاره به آن نكند و قريب به همين
[١] . تحقيق درباره اربعين اول، ص ٢.