با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٧ - تبهكارى يزيد
سيّد بن طاووس نقل مىكند كه امام زين العابدين (ع) فرمود: «چون سر حسين (ع) را نزد يزيد ملعون بردند، مجالس شراب برپا مىكرد و سر را مىآورد و كنار آن شراب مىنوشيد.» [١]
در التنبيه و الاشراف آمده است: يزيد مبادرت به شهوترانى مىكرد و آشكارا گناه مىنمود. خطاهايش را نيك مىشمرد و اگر امور دنيويش به راه بود، امور دينى را بر خود آسان مىشمرد. [٢]
از مدائنى نقل شده است: يزيد در هنگام شراب همدم سرجون، غلام معاويه، بود.
يزيد درباره معشوقهاش شعرى دارد كه مىگويد:
«براى او (آن زن)، آنگاه كه مورچه آنچه را گرد آورد خورد، منزلگاهى است،
و آنگاه كه فربه شد در عبادتگاه جلّق سكونت مىگزيند،
در باغى زيبا، در آنجا كه زيتونهاى پيرامونش ميوه دادهاند.» [٣]
مسعودى گويد: يزيد و ديگران اخبارى شگفتانگيز و رسواييهاى بسيار دارند؛ مانند شراب خوارى، كشتن فرزند رسول خدا (ص)، لعن جانشين پيامبر (ص)، ويران كردن و آتش زدن كعبه، خونريزى و فسق و فجور ... [٤]
كياهراسى دربارهاش گويد: اگر به قدر كافى كاغذ داشتم، همه رسواييهاى اين مرد را آشكار مىكردم، چرا نه، وحال آنكه او نرد مىبازد، با يوزپلنگ به شكار مىرود و پيوسته شراب مىخورد .... [٥]
ذهبى گويد: او ناصبىاى بىهمتا بود. مست كننده مىنوشيد و كارهاى زشت انجام مىداد. [٦]
[١] . الملهوف، ص ٢٢٠.
[٢] . التنبيه و الاشراف، ص ٢٦٤.
[٣] . انساب الاشراف، ج ٥، ص ٣٠١.
[٤] . مروج الذهب، ج ٣، ص ٧٢.
[٥] . تاريخ نيشابور، ص ٥٩٨، در زندگى نامه زيد.
[٦] . شذرات الذهب، ج ١، ص ٦٨.