با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١٤ - ام سلمه تربت حسين(ع) را مىبيند
برخى قصائد و اشعار نيز در دست است كه در مواردى به جنّ نسبت دادهشده است.
هر چند چنين اشعارى در موضع امكان و بلكه وقوع قرار دارند، چرا كه مصيبت قتل حسين (ع) همه هستى و آفريدگان و همه موجودات را در بر گرفت، اما يك احتمال ديگر نيز وجود دارد و آن اين است كه اين اشعار از برخى دوستداران اباعبد الله الحسين (ع) و محبّان اهل بيت صادر شده باشند، يا دست كم برخى از آنها چنين باشند. البتّه جمع ميان اين دو نيز هيچ اشكالى ندارد، به اين معنا كه برخى از آنها از جنّ صادر شده باشد و برخى ديگر را شيعيان امام (ع)، از انسانها، سروده باشند.
برخى خوابها و رؤياهاى راست و درست از امثال كسانى چون امّ سلمه و ابن عباس و ديگران نيز بر سر زبان مردم بود و با تأثيرى كه در ميان جامعه مىنهاد، آنان را براى شنيدن خبر فاجعه آماده مىساخت.
نبايد فراموش كرد كه حوادث آسمانى و زمينى بسيارى هم كه پس از شهادت حسين (ع) در مناطق مختلف روى داد، فضاى مناسبى را براى اين كار فراهم آورد.
در اينجا برخى از روايتهاى مربوط به اين موضوع كه تبيين كننده ماجراهاى اين دوره زمانى مىباشد به شما خواننده گرامى تقديم مىگردد.
نقش ام سلمه
آگاهى امّ سلمه از سر نوشت امام (ع)
طبرانى به نقل از ام سلمه مىنويسد: «رسول خدا (ص) فرمود: حسين بن على (ع) در آغاز سال شصتم مهاجرت من كشته مىشود» [١].
امّ سلمه تربت حسين (ع) را مىبيند
طبرانى از امّ سلمه چنين نقل مىكند: «روزى رسول خدا (ص) در خواب بود. پس سراسيمه بيدار شد و خاكى سرخ در دست داشت و آن را مىبوسيد. گفتم: اى رسول خدا،
[١] . المعجم الكبير، ج ٣، ص ١١٠، ح ٢٨٠٧.