با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٨ - نقش سكينه، دختر امام حسين(ع)، در مجلس يزيد
اهل شام برخاست و گفت: بگذار تا او را بكشم. پس زينب (س) خود را بر روى او انداخت.
آن گاه مرد ديگرى برخاست و گفت: اى امير المؤمنين، وى را به من ببخش تا او را به كنيزى بگيرم. زينب (س) گفت: نه، چنين حقّى را نه تو دارى و نه او، مگر اينكه از دين خداوند بيرون رويد. يزيد فرياد زد: بنشين؛ و او نشست. سپس زينب (س) رو به او كرد و گفت: اى يزيد، خونهاى ما تو را بس است؛ و على بن الحسين (ع) فرمود: اگر نسبت به اين زنان رحم دارى و قصد دارى مرا بكشى، كسى را با آنان همراه كن تا به مقصدشان برساند. يزيد بر او رقت آورد و گفت: كسى جز تو آنها را نمىبرد. [١]
٦. حضرت زينب (س) بر يزيد سركش كه- به پندار خودش- در اوج قدرت بود، به پيروزى قطعى دست يافت. بارها و بارها او را محكوم كرد. و موفق شد نادانى مدّعى خلافت بر مردم و نا آشنايى او به امور دينى را آشكار سازد. اسير به شمار آوردن زنان مسلمان در جنگ درست نيست و نمىتوان با آنها چونان اسير رفتار كرد. تا چه رسد به دختران رسول خدا (ص)!
نقش ام كلثوم در مجلس يزيد
علّامه مجلسى درباره تقاضاى مرد شامى از يزيد مىنويسد: در برخى كتابها آمده است: ام كلثوم به مرد شامى گفت: اى فرو مايه دهانت را ببند، خداوند زبانت را قطع، چشمانت را كور، دستانت را خشك كند؛ و جايگاهت را آتش قرار دهد. فرزندان فرومايگان نمىتوانند فرزندان پيامبران را به خدمت بگيرند. گفت: به خدا سوگند هنوز سخنش به پايان نرسيده بود كه خداوند دعاى وى را در حق آن مرد اجابت فرمود. پس گفت: خداى را سپاس كه پيش از رسيدن آخرت، تو را در دنيا كيفر داد. اين كيفر كسى است كه به حرم رسول خدا (ص) چشم اندازد. [٢]
نقش سكينه، دختر امام حسين (ع)، در مجلس يزيد
شيخ مفيد گويد: سكينه دختر امام حسين (ع) ... مادرش رباب، دختر امرىء القيس بن عدى، از قبيله كلب، و او مادر عبد الله بن حسين است .... [٣]
[١] . مقاتل الطالبيين، ص ١٢٠.
[٢] . بحار الانوار، ج ٤٥، ص ١٣٧.
[٣] . الارشاد، ج ٢، ص ١٣٥.