با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٥٢ - سوگوارى دختر عقيل
پس از او مىبينيم كه- طبق آنچه بيشتر مورّخان به آن تصريح كردهاند- خواهرش زينب، دختر عقيل، نقشى به سزا داشت. هرچند برخى مورّخان تنها به ذكر عنوان «زنى از عبد المطلب» [١] يا «دختر عقيل» [٢] و يا «امّ لقمان دختر عقيل» [٣] بسنده كردهاند، ولى بيشتر آنها نوشتهاند كه او «زينب دختر عقيل» [٤] بوده است.
اما درباره چگونگى بيرون آمدنش، مسعودى نوشته است كه همراه با شمارى ديگر از زنان قبيلهاش با شنيدن خبر كشته شدن بزرگان پريشان مو و سراسيمه بيرون آمد [٥].
طبرى مىنويسد: او همراه شمارى ديگر از زنان با روى باز و در حالى كه جامه پوشيده بود، بيرون آمد [٦].
شيخ مفيد گويد: «امّ لقمان دختر عقيل بن ابىطالب هنگام شنيدن خبر شهادت امام حسين (ع) همراه خواهرانش امّ هانى، أسماء، رمله وزينب دختران عقيل بن ابى طالب با روى باز بيرون آمد. او بر كشتگان طف گريه مىكرد و مىگفت: ...» [٧].
ابن فتّال [٨] و اربلى [٩] نيز مطلب را به همين شكل نقل كردهاند.
ابن جوزى گويد: «چون خبر كشته شدن حسين (ع) به مدينه رسيد، دختر عقيل همراه ديگر زنان با روى باز بيرون آمد و مىگفت: ...» [١٠].
[١]. الردّ على المعتصّب العنيد، ص ٥١؛ مثير الاحزان، ص ٩٥.
[٢] . مروج الذهب، ج ٣، ص ٦٨؛ تاريخ الطبرى، ج ٤، ص ٣٥٧؛ المنتظم، ج ٥، ص ٣٤٤؛ جواهر المطالب، ج ٢، ص ٢٩٦.
[٣] . الارشاد، ج ٢، ص ١٢٤؛ روضة الواعظين، ج ١، ص ١٩٢؛ كشف الغمّة، ج ٢، ص ٦٨.
[٤] . أنساب الاشراف، ج ٣، ص ٤٢٠؛ شرح الاخبار، ج ٣، ص ٤٩٩، ح ١١٢٨؛ تذكرة الخواص، ص ٢٦٧؛ مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٩٩؛ تسلية المجالس، ج ٢، ص ٣٧٢.
[٥] . مروج الذهب، ج ٣، ص ٦٨.
[٦] . تاريخ الطبرى، ج ٤، ص ٣٥٧.
[٧] . الارشاد، ج ٢، ص ١٢٤.
[٨] . روضة الواعظين، ج ١، ص ١٩٢.
[٩] . كشف الغمّة، ج ٢، ص ٦٨.
[١٠] . المنتظم، ج ٥، ص ٣٤٤.