با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣٧ - يزيد در خانهاش با مشكل روبرو مىشود
سيّد بن طاووس گويد: «سپس يكى از زنان بنى هاشم كه در خانه يزيد بود شروع به گريه براى حسين (ع) كرد و مىگفت: اى حبيب من، اى سرور من، اى سرور اهل بيت، اى پسر محمد، اى غمخوار بيوه زنان و يتيمان، اى كشته فرزندان فرومايگان. راوى گفت:
هر كس صداى او را شنيد، گريه كرد» [١].
از برخى روايات چنين استفاده مىشود كه عزادارى بيش از سه روز ادامه يافت؛ و شايد تعيين سه روز مربوط به فرمان عزادارى يزيد باشد. علامه مجلسى به نقل از تأليفات برخى از اصحاب ما، پس از نقل خواب همسر يزيد، مىنويسد: «چون يزيد صبح كرد، حرم رسول خدا (ص) را فرا خواند وبه آنها گفت: چه كارى را بيشتر دوست مىداريد، ماندن نزد مرا يا رفتن به مدينه را؟ و شما جايزهاى عالى داريد؟
گفتند: پيش از هر چيزدوست داريم كه براى حسين (ع) نوحه سرايى كنيم. گفت: هر چه مىخواهيد انجام دهيد. آنگاه خانه هايى را در دمشق برايشان خالى كردند و همه هاشميان و قريشيان براى حسين (ع) جامه سياه پوشيدند و بنا بر نقل مدّت هفت روز نوحه سرايى كردند ...» [٢].
بلكه بايد گفت كه سوگوارى و نوحه سرايى براى حسين (ع)، در طول مدّت حضور آنان در دمشق، انجام مىشد. زيرا اين كار تنها به ريختن اشك خلاصه نمىشد، بلكه رسالت خون حسين (ع) بود كه پايه هاى حكومت يزيد را به لرزه در آورد؛ و بلكه راه نابودى هر ستمگرى چونيزيدبود.
ابن اعثم گويد: «چند روزى را ماندند و براى حسين (ع) گريه و نوحه سرايى كردند» [٣].
ابن نما گويد: «زنان در مدّت اقامتشان در دمشق با اندوه و ناله نوحه سرايى و با شيون و زارى گريه مىكردند. مصايب اسيران، بسيار بزرگ و جانكاه و زخمهاشان درمانناپذير بود» [٤].
[١] . الملهوف، ص ٢١٣؛ تسلية المجالس، ج ٢، ص ٣٨٤.
[٢] . بحار الانوار، ج ٤٥، ص ١٩٦.
[٣] . الفتوح، ج ٢، ص ١٨٥.
[٤] . مثير الاحزان، ص ١٠٢.