با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٩ - كفر يزيد
استاد عبّاس محمود عقّاد مىنويسد: نقلها بيش از هر چيزى بر اين اجماع دارد كه او دايم الخمر و دلباخته شهوترانى بود و نسبت به گناهان بزرگ سهلانگارى مىكرد.
هنوز بيش از ٣٧ سال نداشت كه بر اثر بيمارى سينه پهلو درگذشت. شايد هم بر اثر شرابخوارى پيوسته او و افراط در شهوترانى به بيمارى كبد مبتلا شده بود. اين معقول نيست كه اينها همه ساخته و پرداخته دشمنان باشد، چرا كه مردم چنين چيزى را براى پدرش يا عمرو بن عاص جعل نكردند. در حالى كه آن دو نسبت به مخالفان بنى اميه بيشترين كينه را داشتند ... همچنين آن دسته از خادمان دولتش كه دنبال پنهان نگه داشتن رازها و عيبهاى او بودند، هيچ فضيلتى كه جاى بدىها و عيوبش را بگيرد در او پيدا نكردهاند و او را از اين بابت نستودهاند. گويى كه جرأت انجام چنين ستايشى در محاسبه نمىگنجيد. وجود چنين عقب ماندگىهايى در يزيد ناشى از بىبنيگى و يا بيمارى نبود.
بلكه او دچار ناتوانى اخلاقى و بيمارى وجدان بود ... كه با وجود محكمى بنيه و بزرگى جثه و برخوردارى از برخى صفات جسمانى كه موجب افزايش وجاهت اميران است، مثل زيبايى و بلند قامتى، او را از انجام كارهاى بزرگ باز مىداشت. او در كودكى به بيمارى سخت آبله مبتلا شد كه آثارش تا پايان عمر در چهرهاش باقى ماند. ولى اين بيمارى از بيمارىهاى شايع صحرا بود؛ وچنين اثرى نداشت كه همه مبتلايان را از بلند پروازى و تلاش باز دارد. [١]
كفر يزيد
ارتداد به معناى كفر پس از اسلام است؛ و با گواهى شرعى و اقرار شخص، مبنى بر خروج از اسلام، يا اقرار به برخى از انواع كفر و با هر كارى كه به روشنى بر استهزاى دين، سبك شمردن و دست كشيدن از آن دلالت كند؛ و نيز با هر گفتارى كه به صراحت بر انكار چيزى دلالت كند كه به ضرورت يا به اعتقاد خود شخص جزو دين بودن آن به اثبات رسيده باشد؛ يا آنكه با اعتقادات او درباره ضروريات دين مخالف باشد، تحقق مىيابد. [٢]
[١] . ابو الشهداء الحسين بن على (ع)، ص ٦٨.
[٢] . جواهر الكلام، ج ٤١، ص ٦٠٠- ٦٠١.