با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢١ - پيروزى خون بر شمشير
پيروزى مظلوم
پيروزى خون بر شمشير
جنگ و درگيرى در كربلا روى داد، امّا همه ماجرا پايان نيافت. آرى، رهبر نهضت بر زمين افتاد و او را با لب تشنه سر بريدند و سر مباركش را بر نيزه كردند، امّا نبرد پايان نيافت و هر گز نخواهد يافت.
خواستند به ظاهر حكم كنند و بگويند كه خليفه پيروز شده است؛ چرا نگويند؟ و حال آنكه رهبر كاروان كشته شد. زن و فرزندانش به اسارت در آمدند و آنها را همراه سرهاى شهيدان از شهرى به شهر ديگر بردند، تا آنكه به پايتخت رسيدند و ساكنان شهر شادى مىكردند و تصوّرشان اين بود كه اين كار نشان پيروزى و ظفرمندى است!
آرى، آنها مرتكب جنايتى شدند كه دلها را مشمئز مىكند و كارهايى كردند كه جگر را خون مىكند، اما يك چيز را از ياد بردند و آن سنّت خداوندى بود كه بر هر چيزى چيره است!
آنان خواستند نور خدا را با دهانهايشان خاموش كنند، اما خداوند اين را نخواست:
«يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ» [١] (آنها با دهان قصد خاموش كردن نور خداوند متعال را دارند، ولى خداوند نمىگذارد و نورش را كامل مىكند؛ اگر چه كافران كراهت داشته باشند). خداوند در جاى ديگر فرموده است:
«يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ» [٢] (آنها مىخواهند نور خدا را با دهان خاموش كنند ولى خداوند كامل كننده نور خويش است، هر چند كافران خوش نداشته باشند).
آنان درصدد بودند كه حجّت خداوند را مغلوب سازند و حال آنكه خداوند متعال فرموده است: «كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ» [٣] (خداوند مقرّر داشته است كه من و رسولانم پيروز مىشويم. زيرا خداوند نيرومند و شكستناپذير است).
[١]. توبة (٩)، آيه ٣٢.
[٢] . صف (٦١)، آيه ٨.
[٣] . مجادلة (٥٨)، آيه ٢١.