با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢٣ - نگاهى به نقش امام زين العابدين(ع)
را درباره نقش بارز امام (ع) نسبت به مردم، حكومت و شخصيتها يادآور شديم.
امام (ع) توانست موانعى را كه حكومت بنى اميه ايجاد كرده بود از ميان بردارد و ويران سازد. حصار تبليغاتى تحميل شده بر مردم را بشكند و حقايق پوشيده را بر ايشان آشكار سازد.
امام (ع) در يك جا مردمانى ساده دل را مىبيند كه حقايق را بر ايشان وارونه جلوه دادهاند؛ با اين گروه با سعه صدر رفتار مىكرد. مانند آن مرد شامى كه خداوند را به خاطر قتل حسين (ع) و خاندانش شكر مىكند، اما پس از شنيدن آيههاى قرآنى نازل شده در حق اهل بيت (ع)- مانند آيه تطهير و آيه مودّة و دوستى خاندان رسالت و ...- به فطرت پاك خويش باز مىگردد و مىگويد: خداوندا! من به سبب سخنانى كه در دشمنى اين قوم گفتهام به درگاهت توبه مىكنم. خداوندا من از دشمنان محمّد و آل محمّد، از جنّ و انس، بيزارى مىجويم». [١] و يزيد اين را تحمل نكرد و فرمان به قتل پيرمرد شامى داد. [٢]
تمسّك به قرآن و استدلال به اين كتاب شريف، بهترين شيوهاى بود كه امام (ع) در اين مقطع، براى استدلال انتخاب كرد. زيرا بنى اميّه- چنانكه گفتيم- از گسترش روايات مربوط به فضائل اهل بيت (ع) به طور كامل جلوگيرى كردند و در مقابل، احاديثى در فضيلت دشمنانشان جعل نمودند!
برخورد امام (ع) با اشخاص ساده لوح فريب خورده- مانند داستان آن مرد شامى- و يا ديگرانى كه از اين قرار نبودند، در راستاى كشف حقايق و بيدار سازى اذهان خفته بود.
مانند آنچه درباره سخن گفتن امام (ع) با مكحول، [٣] صحابى رسول خدا (ص) و يا منهال نقل شده است. [٤]
[١] . الفتوح، ج ٢، ص ١٨٣؛ تفسير فرات كوفى، ص ١٥٣، ح ١٩١؛ امالى صدوق، ص ٢٣٠؛ روضة الواعظين، ج ١، ص ١٩١؛ الاحتجاج، ج ٢، ص ١٢٠؛ مقتل خوارزمى، ج ٢، ص ٦١؛ بحار الانوار، ج ٤٥، ص ١٥٤ و ١٦٦.
[٢] . الملهوف، ص ٢١١؛ تسلية المجالس، ج ٢، ص ٣٨٤.
[٣] . الا حتجاج، ج ٢، ص ١٣٤؛ به نقل از آن بحار الانوار، ج ٤٥، ص ١٦٢.
[٤] . تفسير القمى، ج ٢، ص ١٣٤؛ الفتوح، ج ٢، ص ١٨٧؛ با تفسير فرات الكوفى، ص ١٤٩؛ مقتل خوارزمى، ج ٢، ص ٧١.