با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٢ - يزيد به دندانهاى ابا عبدالله(ع) مىزند
در مرآة الزمان آمده است: عامرى بن ربيعه گويد: يزيد اهل شام را گرد آورد و سر را درون طشتى نهاد و با چوب خيزران بر آن مىزد. [١]
ابن كثير از ابن ابى الدنيا از حسن نقل مىكند: چون سر حسين (ع) را آوردند، آغاز به زدن آن با چوبدستى كرد. [٢]
مطهّر بن طاهر مقدسى گويد: سرش را پيش روى گذاشت و با چوبدستى به صورتش مىزد. [٣]
اين مطلب را شمارى بسيار از مورّخان همچون باعونى، [٤] شبراوى [٥] و ديگران نقل كردهاند و ما به همين اندازه بسنده مىكنيم. از نظر شاعران نيز اين مطلب مسلّم مىباشد.
چنان كه صاحب بن عباد سروده است:
با چوبدستى بر دندانهايى مىزد كه بوسه گاه رسول خدا (ص) بود. [٦]
جواليقى گويد: او با تكبّر بر پروردگارش فخر فروخت؛ و با چوبدستى بر دندانهايش مىزد. به آنجايى كه بوسه گاه پيامبر هدايت بود. [٧]
يزيد با اين كار زشت، كفر و كينه قلبىاش را آشكار ساخت. او اين رفتار را نسبت به كسى انجام داد كه رسول خدا (ص) دربارهاش فرمود: «حسين (ع) از من است و من از حسينم.
خداوند دوستدار حسين (ع) را دوست بدارد. حسين (ع) سبطى است از سبطها». [٨] و فرمود:
«حسن و حسين (ع) سرور جوانان اهل بهشتند». [٩]
ابن جوزى مطابق آنچه نوهاش در «تذكرة الخواص» آورده چه خوب گفته است: چنانچه
[١] . عبرات المصطفين، ج ٢، ص ٣١٥.
[٢] . البداية والنهاية، ج ٨، ص ١٩٤.
[٣] . البدء و التاريخ، ج ٦، ص ١٢.
[٤] . جواهر المطالب، ج ٢، ص ٢٩٣.
[٥] . الاتّحاف بحبّ الاشراف، ص ٦٩.
[٦] . المناقب، ج ٤، ص ١١٤.
[٧] . همان.
[٨] . مقتل الحسين (ع)، خوارزمى، ج ٣، ص ٢١٣، فصل هفتم، ج ٨، دار انوار الهدى.
[٩] . مختصر تاريخ دمشق، ج ٧، ص ١١٨؛ كنز العمال، ج ١٣، ص ٦٦١.