با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٤٣ - جلادان حاكم، كفر و كينهشان را آشكار مىسازند
صداى گريه و زارى زنان بنى هاشم بلند شد؛ و عمرو بن سعيد مىگفت: اين نيز به جاى گريه زنان عثمان بن عفان [١].
از قاسم بن نجيب نقل است كه گفت: چون خبر قتل حسين (ع) به مردم مدينه رسيد، ما و زنان بنى هاشم بر او گريه كرديم [٢].
سيّد محمّد بن ابىطالب گويد: هنگامى كه حسين (ع) كشته شد، ابن زياد كس فرستاد تا اين خبر را به يزيد گزارش دهد. براى عمرو بن سعيد بن عاص- حاكم مدينه- چنين نامهاى را نوشت. عمرو بن سعيد پس از شنيدن خبر بالاى منبر رفت و براى مردم سخنرانى كرد و آنان را از اين خبر آگاه ساخت. به دنبال آن، بنى هاشم فراوان شيون و زارى نمودند و مجالس عزا و ماتم به پا كردند [٣].
جلّادان حاكم، كفر و كينهشان را آشكار مىسازند
شاعر مىگويد:
قتل و دشنام او را به فال نيك مىگيرند؛
و با اين حال (گمان مىكنند) بر دين پيامبر، محمّدند!
به خدا سوگند كه اينان مسلمان نيستند؛
و گفتههاى كفرآميز و ملحدانه بر زبان آوردند؛
آنان تسليم ترس از نابودى شدند، در حالى كه قلبهايشان؛
در تيرگى كينه و حسد پيچيده شده است [٤].
از جمله جلّادان قدرت حاكمه كه آشكارا كفر ورزيد و كينه و حسدش را نسبت به اهل بيت پيامبر (ص) ابراز داشت، عمرو بن سعيد، يكى از اعضاى شجره ملعونه است.
علامه امينى گويد: عمرو بن سعيد بن عاص بن اميه اموى، مشهور به اشدق، كسى است كه در «مسند احمد» از طريق ابو هريره، به طور مرفوع، درباره وى آمده است:
[١] . البداية والنهاية، ج ٨، ص ١٩٨.
[٢] . همان.
[٣] . تسلية المجالس، ج ٢، ص ٣٧٢.
[٤] . مثير الاحزان، ص ٩٤.