با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥٧ - خوشرفتارى در راه
آنچه هنگام ترك دمشق شنيده شد
ابن اعثم گويد: آنگاه يزيد فرمان داد كه زاد و توشه فراوان به آنها دادند؛ و فرمان داد آنان را به مدينه ببرند. همينكه از دمشق جدا شدند، شنيدند كه منادى در آسمان ندا مىدهد و مىگويد:
اى كسانى كه از روى ظلم حسين را كشتيد، مژده باد شما را به عذاب و شكنجه!
همه آسمانيان بر شما نفرين مىكنند، پيامبران و فرستادگان و كشته شدگان؛
موسى و داود و حامل انجيل بر شما لعنت فرستادهاند. [١]
خوشرفتارى در راه
ابن سعد گويد: «يزيد به كسانى كه همراهشان فرستاد فرمان داد كه هرگاه و هر كجا خواستند آنان را فرود آورند». [٢]
به نقل از دينورى آورديم كه يزيد مردى را در رأس سى سوار با آنان همراه كرد كه پيشاپيش آنها حركت كند و دور از آنها فرود آيد تا آنان را به مدينه برساند. [٣]
شيخ مفيد گويد: «يزيد به همراه نعمان بن بشير، پيكى را فرستاد و به او توصيه كرد كه آنان را در شب حركت دهد و آنها بايد پيشاپيش او حركت كنند به طورى كه از چشمش دور نشوند. هرگاه فرود آمدند از آنها كناره بگيرد و او و يارانش همانند نگهبانان در پيرامونشان پراكنده شوند، به طورى كه اگر يكى از آنان خواست براى وضو يا قضاى حاجتى فرود آيد، شرمسار نگردد. نعمان با آنها حركت كرد و در راه آنان را فرود مىآورد و- همان طور كه يزيد سفارش كرده بود- با آنان مدارا مىكرد؛ و مراعات حالشان را مىنمود تا آنكه وارد مدينه شدند». [٤]
[١] . الفتوح، ج ٢، ص ١٨٧.
[٢] . الطبقات (ترجمة الامام الحسين (ع))، ص ٨٤.
[٣] . أخبار الطوال، ص ٢٦١.
[٤] . الارشاد، ج ٢، ص ١٢٢؛ نيز ر. ك: تاريخ الطبرى، ج ٤، ص ٣٥٤؛ الكامل فى التاريخ، ج ٤، ص ٨٨؛ مقتل خوارزمى، ج ٢، ص ٧٤؛ اعلام الورى، ص ٢٤٩؛ روضة الواعظين، ج ١، ص ١٩٢، تسلية المجالس، ج ٣، ص ٣٩٩؛ بحار الانوار، ج ٤٥، ص ١٤٦.