با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٦٣ - اعزام بشير بن حذلم از سوى امام زين العابدين(ع)
اعزام بشير بن حذلم از سوى امام زين العابدين (ع)
نگاهى به حركت كاروان حسينى از كربلا به كوفه و از آنجا تا شام نشان مىدهد كه امام (ع) بر اوضاع مسلط بود و تبليغات دروغين را آشكار مىكرد و اوضاع را بر ضدّ حاكمان تغيير مىداد و حقايق پنهان را آشكار مىساخت. در حقيقت راه و روش ايشان روش اقدام و تأثير گذارى بود، نه انفعال و تأثيرپذيرى.
از اين جاست كه به راز فرستادن بشير بن حذلم شاعر از سوى امام (ع) به مدينه پى مىبريم. او- به عنوان فرستاده امام (ع) و به عنوان شاعرى قوى و تأثير گذار بر احساسات- چنان تأثيرى در جامعه گذارد كه اوضاع مدينه دگرگون شد و مردم شهر از زن و مرد و كوچك و بزرگ براى استقبال از اهل بيت (ع) پيامبر بيرون آمدند. امام (ع) فرصت را غنيمت شمرد و براى مردم به ايراد سخن پرداخت؛ و همان خطابهاى را خواند كه ميزان تأثير آن به زودى آشكار شد.
سيّد ابن طاووس گويد: «بشير بن حذلم گفت: چون به آنجا- يعنى مدينه- نزديك شديم على بن الحسين همراه بار و بنه و زنان و فرزندان فرود آمد و چادر به پا كرد و فرمود: «اى بشير خدا پدرت را رحمت كند، مردى شاعر بود آيا تو هم چيزى از شعر مىدانى؟ گفتم: بلى اى فرزند رسول خدا! من نيز شاعرم. فرمود: به مدينه برو و مردم را از شهادت ابا عبدالله (ع) با خبر كن. بشير گويد: من اسبم را سوار شدم و با شتاب رفتم تا وارد مدينه شدم. [١] چون به مسجد النبى (ص) رسيدم، صدايم را به گريه بلند كردم و چنين سرودم:
«اى مردم مدينه ديگر اين شهر جاى ماندن نيست؛
زيرا حسين (ع) كشته شده است و بايد فراوان اشك بباريد؛
پيكر او در كربلا آغشته به خون شد؛
و سرش را بر نيزه كردند و گرداندند؛
[١] . الملهوف، ص ٢٢٦، به نقل از آن تسلية المجالس، ج ٢، ص ٤٦٠؛ و ر. ك: مثير الاحزان، ص ١١٢؛ ينابيع المودّة، ج ٣، ص ٩٣.