با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٩ - ستم يزيد
در مقتل خوارزمى از قول او آمده است: ما درباره اين مرد جز اينكه با اين سخنش نفاق ورزيده است، چيزى نمىدانيم. [١]
علّامه محمودى در اين مقام نيز حاشيه جالبى دارد و مىگويد: نفاق به معناى اظهار ايمان و پنهان و پوشيده داشتن كفر است. اگر اين شعر يزيد كه مىگويد: «هاشم پادشاهى را به بازى گرفت وگرنه، نه خبرى رسيد و نه وحيى فرود آمد»، به معناى اظهار ايمان باشد، پس معناى اظهار و اعلان كفر كدام است؟ آيا ميان صراحت اين سخن يزيد در كفر به بعثت پيامبر (ص) و ميان سخنان دهريّون كه خداوند سخنشان را در اين آيه شريفه نقل كرده تفاوتى است؟ «آنها گفتند: چيزى جز همين زندگانى دنياى ما نيست، مىميريم و زنده مىشويم؛ وجز روزگار ما را هلاك نمىكند.» [٢] همان طور كه اين سخن دهريّون در انكار مبدأ هستى صراحت دارد، سخن يزيد نيز در انكار رسالت كه ركن دوم دين است صريح است. همين طور آنچه خداوند از قول فرعون نقل مىكند: «من پروردگار بزرگتان هستم» [٣]؛ آيا ممكن است كسى با زبان عربى و معناى كفر ونفاق آشنا باشد و بگويد كه اين سخن فرعون در كفر صراحت ندارد، بلكه به مفهوم نفاق يعنى پنهان داشتن كفر است؟
گمان ندارم كه تفاوت ميان اين دو امر بر مجاهد پوشيده ماند و يا آنكه تفاوت آنها را ندانسته باشد! چنين به نظر مىرسد كه او در هنگام بر زبان آوردن اين سخن و تفسير كفر صريح بر نفاق، در فضايى از معاندان و تابع گرايشهاى اموى بوده و در نتيجه كفر صريح را به كفر غير صريح، موسوم به نفاق تفسير كرده است، تا آنكه از فتنه انگيزيها و مجادلات جاهلى آنان آسوده شود؛ وگر نه موضوع روشن است و نيازى به طولانى نمودن سخن ندارد. [٤]
ستم يزيد
بنياد حكومت بنى اميه بر ستمگرى نهاده شده بود و اوجش را در روزگار حكومت
[١] . مقتل خوارزمى، ج ٢، ص ٥٨.
[٢] . الجاثيه، آيه ٢٤.
[٣] . النازعات، آيه ٢٤.
[٤] . عبرات المصطفين، ج ٢، ص ٢٩٢.