با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٢٩ - آنچه اهل مدينه شنيدند
شروران بنى اميّه سرورى را كشتند؛
كه از نظر شأن و عظمت بهترين انسانها بود؛
فرزند كسى كه در آسمان و زمين بر همه برترى دارد؛
سبط پيامبر (ص) و نابود كننده بتها؛
مشرقها و مغربها گريستند؛
پس از آنكه انسانها به هر زبانى براى او گريه كردند [١].
ابن نما گويد: بر او- حسين (ع)- جنّيان، نوحه سرايى كردند؛ و شمارى از اصحاب پيامبر (ص) از جمله مسوّر بن مخزمه و چند تن ديگر، نوحه سرايى آنان را مىشنيدند و گريه مىكردند [٢].
ابن قولويه به نقل از حلبى گويد: امام صادق (ع) به من فرمود: «هنگامى كه حسين (ع) كشته شد، خاندان ما در مدينه شنيدند كه گويندهاى مىگويد: امروز بلا بر اين امّت نازل شد و آنان روى شادى را نخواهند ديد، تا آنكه قائمتان قيام كند و دلهايتان را تسلّى بخشد و دشمنانتان را بكشد. مردم از آن صدا به وحشت افتادند و گفتند: اين سخنى تازه است، به يقين حادثهاى اتّفاق افتاده كه ما نمىدانيم. پس از آن بود كه خبر حسين (ع) به آنان رسيد؛ و چون محاسبه كردند معلوم شد كه شهادت ايشان در همان شبى كه آن گوينده سخن گفته بود، اتّفاق افتاده است [٣].
شيخ مفيد به نقل از محفوظ بن منذر گويد: پيرمردى از بنى تميم كه در رابيه سكونت داشت به من گفت: از پدرم شنيدم كه مىگفت: ما از قتل حسين (ع) خبر نداشتيم، تا آنكه در روز عاشورا من به همراه چند تن از افراد قبيله در رابيه نشسته بوديم و شنيديم كه هاتفى مىگفت:
به خدا سوگند كه پيش از آمدن نزد شما؛
(حسين) را ديدم كه در طف گونههايش خاكآلود است؛
[١] . مثير الاحزان، ص ٩٥، به نقل از آن، بحار الانوار، ج ٤٥، ص ١٢٤.
[٢] . مثيرالاحزان، ص ١٠٧، به نقل از آن بحارالانوار، ج ٤٥، ص ٢٣٥.
[٣] . كامل الزيارات، ص ٣٣٦، باب ١٠٨، ح ١٤، به نقل از آن، بحار الانوار، ج ٤٥، ص ١٧٢.