با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٥ - شواهد تاريخى بر قاتل بودن يزيد
گرفت و آن را مىبوييد و مىگريست و مىفرمود: خداوندا، در قاتل فرزندم تبركى قرار مده و او را در دوزخ جاى ده! [١]
قاتل، شخص يزيد است
بدون شكّ، همان طورى كه يك كار به كننده مستقيم آن نسبت داده مىشود، به كسى كه اسباب و وسايل آن را فراهم كرده نيز منسوب مىگردد. مثل اين كه گفته مىشود: فلان فرمانده كشور را گشود. هر چند او در ميدان حاضر نشده و پيروزى به دست لشكريانش حاصل شده است، اما به دليل اين كه فرمان را صادر كرده به او نسبت داده مىشود. در فاجعه كربلا نيز دلايل قوى بسيارى وجود دارد مبنى بر اينكه قاتل يزيد است، چرا كه فرمان كشتن امام حسين (ع) و جنگ با آن حضرت را او صادر كرد.
بنا بر اين، همه آنچه درباره قاتل امام حسين (ع) و خوارى او در دنيا و كيفرش در آخرت نقل شده يزيد را هم شامل مىشود؛ زيرا او فرمانده كل بود و در حقيقت فرماندهى قاتلان حسين (ع) را بر عهده داشت. نسبت عبيدالله زياد به يزيد درست مانند نسبت شمر و عمر سعد به عبيدالله زياد است؛ و در نتيجه عنوان قاتل شامل وى نيز مىگردد. براى اثبات اين موضوع شواهد تاريخى نيز وجود دارد.
شواهد تاريخى بر قاتل بودن يزيد
نگاهى بر صفحات تاريخ نشان مىدهد كه دلايل بسيارى براى اثبات موضوع وجود دارد و ما در اينجا به برخى از آنهااشاره مىكنيم:
١. فرمان يزيد به وليد بن عتبه براى كشتن امام حسين (ع)
يزيد به وليد بن عتبة بن ابى سفيان، كارگزار خويش در مدينه فرمان داد اگر حسين (ع) بيعت نكند او را بكشد و سرش را نزد او بفرستد. شايد اين نخستين اقدامى بود كه براى قتل آن حضرت صورت گرفت.
[١] . مقتل خوارزمى، ج ١، ص ١٦٢.