با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٥ - درنگى در چند كتاب
برخى ديگر گفتهاند كه يزيد اين شعر را زمانى خواند كه سر شريف را در برابرش گذاشتند. [١]
در اينجا به نقل طبرى بسنده مىكنيم كه مىنويسد: آنگاه يزيد بار عام داد. مردم وارد شدند، در حالى كه سر در مقابل يزيد بود و با چوبدستى خويش بر دندانهايش مىزد؛ و مىگفت: داستان ما و اين سر داستان شعر حصين بن حمام مرّى است:
سرهاى مردانى را مىشكافند كه نزد ما محبوبند ولى آنان نافرمانبردارتر و ستمگرتر بودند. [٢]
درنگى در چند كتاب
١. ابن شهر آشوب به نقل از طبرى، بلاذرى و كوفى مىنويسد كه چون سر حسين (ع) را مقابل يزيد گذاشتند، با چوبدستى بر دندانهايش مىزد و مىگفت: روزى به جاى روز بدر و مىگفت: نفلّقها ما ... [٣]
اين نيز نشان كافر و زنديق بودن اوست و به صراحت نشان مىدهد كه كار يزيد براى گرفتن انتقام از رسول خدا (ص) بود. ابن عباس نيز در نامهاش به همين مطلب اشاره دارد.
سبط ابن جوزى مىنويسد: واقدى، هشام و ابن اسحاق و ديگران نوشتهاند كه ابن عباس در نامهاى خطاب به يزيد نوشت: شماتت بزرگتر اين است كه دختران و كودكان و حرم رسول خدا (ص) را از عراق به اسارت آوردى تا به مردم نشان دهى كه قدرتمندى
[١] . انساب الاشراف، ج ٣، ص ٤١٥؛ العقد الفريد، ج ٥، ص ١٣١؛ المعجم الكبير، ج ٣، ص ١٢٤، ح ٢٨٤٨؛ الفتوح، ج ٢، ص ١٨١؛ تاريخ الطبرى، ج ٤، ص ٣٥٢ و ٤٥٤؛ الارشاد، ج ٢، ص ١١٩؛ تجارب الامم، ج ٢، ص ٧٤؛ مقتل خوارزمى، ج ٢، ص ٥٧؛ كفاية الطالب، ص ٤٣٢؛ اعلام الورى، ص ٢٤٨؛ مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٩٨.
[٢] . تاريخ الطبرى، ج ٤، ص ٣٥٦؛ الكامل فى التاريخ، ج ٤، ص ٨٥.
[٣] . المناقب ج ٤، ص ١١٤.