با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠١ - بر پلكان مسجد
شنيدهاى؟ گفت: به خدا سوگند كه من بر دروازه فراديس دمشق از او شنيدم- نه در نظرم مجسّم شده و نه امر بر من مشتبه گرديده باشد- كه مىگفت: «فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ». [١]
سخن گفتن سر امام حسين (ع) در دمشق
ابن عساكر به نقل از منهال بن عمرو گويد: به خدا سوگند، من در دمشق بودم كه سر حسين بن على (ع) را به آنجا آوردند. در حضور سر، مردى سوره كهف را مىخواند تا به اين آيه رسيد: «أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً». [٢] در اين هنگام سر با زبانى گويا به سخن آمد و گفت: «شگفتتر از اصحاب كهف، كشتن و حمل كردن من است.» [٣]
ابن شهرآشوب از حافظ سروى نقل مىكند كه گفت: نيز صداى آن حضرت در دمشق شنيده شد كه مىگفت: «لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه» [٤]
(نيرويى نيست، جز به وسيله خداوند).
بر پلّكان مسجد
يزيد دستور داد كه خاندان پيامبر (ص) را بر پلكان مسجد- جايى كه اسيران را براى ديدن مردم نگه مىداشتند- نگاه دارند. مورّخان و از جمله مطهّر بن طاهر مقدسى [٥]
[١] . مختصر تاريخ دمشق، ابن عساكر، ج ١٠، ص ٩٢؛ المسلسلات، ص ٢٥١؛ فرائد السمطين، ج ٢، ص ١٦٩، ح ٤٥٨؛ نيز ر. ك تهذيب تاريخ دمشق، ج ٦، ص ٢٣٦؛ الوافى بالوفيات، ج ١٥، ص ٣٢٣، قيد الشريد، محمد بن طولون، ص ٧٥.
[٢] . الكهف (١٨)، آيه ٩.
[٣] . تاريخ مدينة دمشق، ج ١٧، ص ٢٤٦؛ الخرائج و الجرائح، ج ٢، ص ٥٧٧؛ الثاقب فى المناقب، ص ٣٣٣، ح ٢٧٤ (در آن آمده است: كار من از كار اصحاب كهف و رقيم شگفت انگيزتر است)؛ الخصائص الكبرى، ج ٢، ص ١٢٧؛ بحار الانوار، ج ٤٥، ص ١٨٨، ح ٣٦؛ نيز ر. ك. الصراط المستقيم، ج ٢، ص ١٧٩، ح ٥٧؛ مناقب امير المؤمنين، صنعانى، ج ٢، ص ٢٦٧؛ الكواكب الدُرّيّة، ج ١، ص ٥٧؛ اسعاف الراغبين، ص ١٩٦؛ نور الابصار، ص ١٣٥؛ مدينة المعاجز، ص ٢٧٤؛ اثبات الهداة، ج ٥، ص ١٩٣، ح ٣٢؛ احقاق الحق، ج ١١، ص ٤٥٣؛ عبرات المصطفين، ج ٢، ص ٣٣٠؛ العوالم، ج ١٧، ص ٤١٢، با اندكى تفاوت در نقل.
[٤] . المناقب، ج ٤، ص ٦١.
[٥] . البدء و التاريخ، ج ٦، ص ١٢.