با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٣ - موضع يزيد نسبت به خطبه
گناهشان نيست. در اين مقام، آنچه يزيد به آن دست يافته است به خاطر ارزشمندى او در نزد خداوند نيست! بلكه بايد پيمانهاش پر شود، و بداند كه عذابى دردناك در انتظار اوست.
٢. بيان ستم يزيد در حكومت؛ با آنكه مدّعى تجسّم خلافت اسلامى است.
٣. تأكيد بر مسأله حفظ منزلت زن و لزوم غيرتورزى.
٤. تأكيد بر اين نكته كه كار يزيد نتيجه كفر اوست و براى انتقام از كشته شدن نزديكان كافر يزيد به دست لشكر رسول خدا (ص) در بدر مىباشد. اين كار در حقيقت كشيدن شمشير بر روى رسول خدا (ص) و انتقامگيرى از وى پس از پنجاه سال از وفات آن حضرت بود.
٥. تأكيد بر اينكه حكومت و ولايت از آن خاندان محمد (ص) است نه ديگران؛ آنجا كه فرمود: «آن گاه كه حكومت و اقتدار ما به تو رسيد».
٦. اشاره به مسؤوليت كسى كه سركشى را بر گرده مسلمانان سوار كرده است. حضرت بدين وسيله به يزيد كه مىخواهد رفتارش را به قضا و قدر الاهى واگذارد، پاسخ مىدهد.
٧. تصريح بر ناتوانى يزيد و اطرافيانش براى از ميان بردن ياد اهل بيت (ع)؛ چنين كارى از هيچ كس ساخته نيست.
٨. بيان عظمت مقام شهيد و والايى شهادت در انديشه اسلامى.
٩. انداختن مسؤوليت مستقيم قتل امام (ع) به گردن يزيد.
موضع يزيد نسبت به خطبه
خوارزمى- پس از نقل خطبه- مىنويسد كه يزيد گفت:
اى صدايى كه در ميان صداها ستايش مىشوى، چه آسان است مرگ بر نوحه گران. [١]
استاد باقر شريف قرشى گويد: خطابه حضرت زينب (س)، چونان صاعقهاى بر سر يزيد غرّيد و غرورش را شكست و شكوهش را نابود ساخت، به طورى كه از دادن پاسخ
[١] . مقتل خوارزمى، ج ٢، ص ٦٣. به گفته ابن نما و ابن طاووس، پس از آن يزيد اين شعر را خواند:
يا صيحة تحمد من صوائح ما اهون الموت على النوائح
(مثير الاحزان، ص ١٠١؛ الملهوف، ص ٢١٨).