با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٣ - يزيد و فرار از مسئوليت قتل امام حسين عليهالسلام
٩. شبراوى: وى گويد: برخى افراد مورد اعتماد نوشتهاند ... و به طور قطع هيچ عاقلى شك نمىكند كه يزيد قاتل حسين (ع) است. زيرا او بود كه عبيدالله بن زياد را براى قتل حسين (ع) اعزام داشت. [١]
يزيد و فرار از مسئوليت قتل امام حسين عليهالسلام
در بررسى تاريخ فاجعه كربلا مىبينيم كه سخنانى شگفتانگيز از يزيد صادر شده؛ كه شايسته تأمل مىباشد. از آن جمله است:
واى بر ابن مرجانه، خدا او را بكشد. به خدا سوگند اگر ميان او و حسين (ع) خويشى بود، اين كار را نمىكرد» [٢] «خداوند پسر مرجانه را لعنت كند ...» [٣]، «من از بيرون آمدن اباعبدالله، هنگام بيرون آمدنش، و از قتل او هنگامى كه به قتلش رساندند آگاه نبودم» [٤]؛ «شما خويشتن را بنده عراقيان كرديد. من نه از خروج اباعبدالله آگاه بودم و نه از كشته شدنش» [٥]؛ «خداوند پسر مرجانه را لعنت كند. به خدا سوگند اگر من نزد حسين (ع) بودم هر آنچه از من مىخواست به او مىدادم و به هر وسيلهاى كه مىتوانستم، مرگ را از او دفع مىكردم، اگر چه با هلاكت بعضى فرزندانم بود. ولى خداوند آنچه را ديدى رقم زد» [٦]؛ «من بدون كشتن حسين (ع) نيز از فرمانبردارىشان راضى بودم، خداوند پسر سميّه را لعنت كند. اگر من به او نزديك بودم، از او در مىگذشتم»؛ [٧] «ولى عبيدالله زياد نظر مرا در اين باره ندانست و در قتل وى شتاب كرد و او را كشت»؛ [٨] «به خدا سوگند، اى حسين اگر من نزد تو بودم، تو را نمىكشتم» [٩]؛ «چنانچه ميان تو و پسر مرجانه رابطه خويشاوندى
[١] . همان، ص ٦٦.
[٢] . انساب الاشراف، ج ٣، ص ٤٢٤.
[٣] . همان، ص ٤١٩.
[٤] . الامامة و السياسة، ج ٢، ص ٨.
[٥] . العقد الفريد، ج ٥، ص ١٣١.
[٦] . مقتل خوارزمى، ج ٢، ص ٧٤؛ روضة الواعظين، ج ١، ص ١٩٢؛ بحار الانوار، ج ٤٥، ص ١٣١ و ١٤٦.
[٧] . تجارب الامم، ج ٢، ص ٧٤.
[٨] . مقتل خوارزمى، ج ٢، ص ٨٠؛ بحار الانوار، ج ٤٥، ص ٣٢٦.
[٩] تاريخ طبرى ج ٤ ص ٣٥٢