با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥١ - ستم يزيد
ابن حجر گويد: پس، مسلم بن عقبه مرّى را به سوى آنانفرستاد و فرمان داد كه مدينه را سه روز مباح كند و با آنان بيعت كند مبنى بر آنكه آنها برده وبنده يزيدند، و چون از كار آن شهر فراغت يافت، براى جنگ با ابن زبير به مكّه برود. آنگاه مسلم آن كارهاى زشت را در آن شهر انجام داد و مردم بسيارى از صحابه و فرزندانشان و تابعان نيكو كار را به قتل رساند و زشتكارى را به نهايت رساند .... [١]
ابن جوزى گويد: مسلم بن عقبه سه روز شهر را مباح كرد تا مردان را بكشند و به زنان تجاوز كنند! زنى درباره پسرش كه به اسارت رفته بود نزد مسلم بن عقبه شكايت كرد. او گفت: به خاطر وى در كارش شتاب كنيد؛ پس گردنش زده شد. آنگاه مسلم از مردم خواست كه با يزيد بيعت كنند و گفت: بيعت كنيد براين كه شما بندگان او هستيد و اموالتان از آن اوست! در اين هنگام يزيد بن عبدالله بن زمعه گفت: ما بر كتاب خدا بيعت مىكنيم. پس دستور داد كه او را گردن زنند. سعيد بن مسيّب را نزد مسلم آوردند و گفتند:
بيعت كن. گفت: بر سيره ابوبكر و عمر بيعت مىكنم! دستور داد كه گردنش را بزنند، اما مردى گواهى داد كه او ديوانه است. پس، از او دست برداشت. محمد بن سعد در الطبقات نوشته است كه مروان بن حكم، مسلم بن عقبه را بر ضدّ مردم مدينه تشويق مىكرد؛ و او سه روز شهر را غارت كرد. هنگامى كه مروان نزد يزيد رفت، از وى تشكر كرد و او را به خود نزديك ساخت.
ابن جوزى در ادامه مىنويسد: هر كس مىخواهد به عجايب بنگرد، به رويدادهايى كه در روز حرّه بر سر مدينه آمد و طى آن يزيد، لشكريانش را در غارت مردم آزاد گذاشت بنگرد. [٢]
شبراوى گويد: يزيد بن معاويه به مسلم بن عقبه گفت: چون بر مدينه پيروز گشتى لشكريان را سه روز در آن آزاد بگذار تا خون بريزند، اموال را بگيرند و با زنان فسق و فجور كنند. [٣]
[١] . ر. ك. تهذيب التهذيب، ج ١١، ص ٢١٤، شماره ٨١٠٠.
[٢] . الردّ على المتعصب العنيد، ص ٥٤.
[٣] . الاتّحاف بحبّ الاشراف، ص ٦٥.