با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٦٥ - خطبه امام زين العابدين(ع)
ابن نما گويد: «همه بانوان پردهنشين و محجّبه مدينه بيرون آمدند؛ و گريه مىكردند، سيلى به صورت مىزدند و گونههاشان را مىخراشيدند. روزى تلختر از آن براى اهل مدينه كسى نديده است». [١]
در اخبار الزينبات از زبان حسن بن حسن آمده است: چون يزيد ما را كه بيش از ده نفر بوديم، فرمان داد كه ما را به مدينه ببرند. ما ... به آن شهر رسيديم و حاكم آن روز مدينه عمرو بن سعيد اشدق بود. سپس عبد الملك بن حارث سهمى آمد و خبر آمدن ما را به او داد؛ او فرمان داد كه در بازارهاى شهر ندا دهند كه زين العابدين (ع) و عمو زادگان و عمّههايش نزد شما آمدهاند. آن گاه مرد و زن و كودك فرياد زنان و گريهكنان بيرون آمدند. زنان بنى هاشم نيز با سر برهنه بيرون آمدند و فرياد واحسينا سر مىدادند.
ما سه روز و سه شب سوگوارى كرديم و زنان بنى هاشم و مردم مدينه پيرامون ما جمع بودند». [٢]
ابن نما گويد: «مردم براى ديدار او (على بن الحسين (ع)) بيرون آمدند و جايگاهها و راهها پر از جمعيت شد». [٣]
سيّد ابن طاووس گويد: «بشير بن حذلم گفت: مردم مرا به جاى خودم رها كردند و با شتاب رفتند. من اسبم را هى زدم و چون به آنان رسيدم و ديدم كه جايگاهها و راهها پر از جمعيت است از اسبم فرود آمدم و مردم را پامال كردم تا به در خيمه نزديك شدم». [٤]
اين توصيف حاكى از ازدحام جمعيت در پيرامون امام (ع) است، به طورى كه بشير ناچار شد براى رسيدن به نزديك چادر مردم را پامال كند.
خطبه امام زين العابدين (ع)
سيّد ابن طاووس به نقل از بشير گويد: امام سجّاد (ع) كه داخل خيمه بود، در حالى كه دستمالى در دست داشت و اشكش را با آن پاك مىكرد، بيرون آمد. يكى از خادمان نيز
[١] . مثير الاحزان، ص ١١٢.
[٢] . اخبار الزينبات، ص ١١٣.
[٣] . مثير الاحزان، همانجا.
[٤] . الملهوف، ص ٢٢٨.