با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩٦ - تلاش براى ترور امام زين العابدين(ع)
امام سجاد (ع) چندين جا در معرض قتل و ترور قرار گرفت، ولى خداوند او را حفظ نمود، چرا كه مىخواست حجّت خويش را در زمين نگاه دارد.
از جمله اين جاها يكى كربلا بود. سبط ابن جوزى گويد: «على بن الحسين را از آن رو زنده گذاشتند كه هنگام كشته شدن پدرش بيمار بود. شمر كه بر او گذشت گفت: او را بكشيد. اما پس از او عمر سعد آمد و چون او را ديد گفت: متعرض اين جوان نشويد.
سپس به شمر گفت: واى بر تو، براى حَرَم (زنان كاروان حسينى) كه مىماند؟!» [١]
جاى ديگر كوفه بود. طبرى پس از گفت و گوى ميان امام (ع) و ابن زياد مىنويسد: ابن زياد به خشم آمد و گفت: چگونه جرأت مىكنى كه جواب مرا بدهى و چگونه به خود اجازه مىدهى كه سخن مرا رد كنى؟ برويد و او را گردن بزنيد». پس زينب خود را به او آويخت و مانع گرديد. [٢]
جاى ديگر شام بود و موارد آن متعدد بود:
قطب راوندى مىنويسد: نقل شده است كه چون سر حسين (ع) را نزد يزيد ملعون بردند، در صدد بر آمد كه او را گردن بزند.» [٣]
از امام صادق (ع) نقل شده است كه فرمود: على بن الحسين (ع) را به كند و زنجير بسته بودند. پس يزيد ملعون گفت: اى على بن الحسين! خداى را سپاس كه پدرت را كشت. على بن الحسين (ع) فرمود: لعنت خدا بر قاتل پدرم. گويد: يزيد به خشم آمد و فرمان داد او را گردن بزنند. على بن الحسين (ع) فرمود: اگر مرا بكشى، چه كسانى دختران رسول خدا (ص) را به خانههاشان مىرساند، حال آنكه آنهامحرمى جز من ندارند ... [٤]
صاحب «الاحتجاج» پس از نقل خطبه سجاديّه و باز گشت امام (ع) به منزل مىگويد:
سپس امام (ع) خطاب به يزيد فرمود: اى يزيد شنيدهام كه آهنگ كشتنم را دارى، اگر ناگزير بايد مرا بكشى، كسى را همراه اين زنان بفرست تا آنها را باز گرداند.» [٥]
[١] . تذكرة الخواص، ص ٢٥٨.
[٢] . اعلام الورى، ص ٢٤٧.
[٣] . بحار، ج ٤٥، ص ٢٠٠.
[٤] . بحار، ج ٤٥، ص ١٦٨.
[٥] . همان، ص ١٦٢.