با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٨ - يزيد از ديدگاه صحابه، تابعان و برخى از چهرهها
يزيد از ديدگاه صحابه، تابعان و برخى از چهرهها
درباره يزيد بن معاويه- كه زينب كبرى (س) از او به دشمن خدا و فرزند دشمن خدا ياد كرده است- [١] ياران پيامبر، تابعان و برخى چهرهها سخنانى گفتهاند كه برخى را در اينجا نقل مىكنيم:
١. ابوهريره: شبراوى گويد: ابن ابى شيبه و ديگران از ابو هريره نقل كردهاند كه گفت: «بار خدايا سال شصت و امارت كودكان را نشانم مده»؛ و يزيد در اين سال به حكومت رسيد. [٢]
٢. ابن عباس: خوارزمى گويد: ابو الحسن سلامى بيهقى در تاريخش به نقل از ابن عباس نوشته است كه گفت: ... «به خدا سوگند عامل نابودى حكومت يزيد بن معاويه اين بود كه حسين (ع) را كشت.» [٣]
٣. عتبة بن مسعود: هنگامى كه ابن مسعود شنيد كه ابن عباس قصد دارد از بيم با يزيد بيعت كند با اين عبارت به او اعتراض كرد: «آيا با يزيد بيعت مىكنى؟ و حال آنكه او شراب مىخورد، كنيز بازى مىكند و بىشرمانه مرتكب فحشا مىشود.» [٤]
٤. ابن زبير: در «تاريخ خليفه بن خياط» آمده است: چون يزيد بن معاويه خبر دار شد كه اهل مكه قصد بيعت با ابن زبير كردهاند و او نپذيرفته است، نعمان بن بشير انصارى و همام بن قبيصه نميرى را نزد ابن زبير فرستاد تا او را به بيعت يزيد دعوت كنند، بنا بر اينكه ولايت حجاز و آنچه را بخواهد براى او قرار دهد و هر ولايتى را كه دوست داشته باشد براى خاندانش قرار دهد. آن دو نزد ابن زبير رفتند و آنچه را كه يزيد فرمان داده بود بر او عرضه كردند. ابن زبير گفت: «آيا مرا به بيعت با مردى وادار مىكنيد كه شراب مىنوشد، نماز را ترك مىكند و دنبال شكار است ...!» [٥]
[١]. بلاغات النساء، ص ٢١.
[٢] . الاتحاف بحب الاشراف، ص ٦٥.
[٣] . مقتل خوارزمى، چاپ خاقانى، ج ٢، ص ٢١٠.
[٤] . الامامة و السياسة، ج ١، ص ٢٠٣.
[٥] . تاريخ خليفة بن خياط، ص ١٥٦.