با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٧ - خطبه زينب كبرى در مجلس يزيد
كسان بسيارى اين خطبه را نقل كردهاند كه قديم ترينشان ابن طيفور (متوفاى ٢٨٠) است. ما به خاطر قدمت و مضامين عالىاش، نخست آن را نقل مىكنيم و سپس نقل خوارزمى را مىآوريم؛ چونكه ميان اين دو نقل اختلاف فراوان است و نقل دوم از مطالب و مضامينى والا و عالى برخوردار است.
ابن طيفور گويد: پس از آنكه يزيد به ابيات ابن زبعرى تمثل جست، زينب (س)، دختر على (ع) فرمود:
خداى بزرگ به راستى مىفرمايد: «ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ» [١] (آن گاه فرجام كسانى كه بدى كردند (بسى) بدتر بود. (چرا) كه آيات خدا را تكذيب كردند و آنها را به ريشخند مىگرفتند). اى يزيد! آيا گمان بردهاى كه با بستن راههاى زمينى و تار كردن افقهاى آسمان بر ما و چونان اسيران، ما را از اين سو به آن سو بردن، ما در نزد خداوند خوار گشتهايم و تو عزيز، و اين موجب منزلت تو در نزد خداوند مىشود؟ آيا اينك كه دنيا را به كام و كارها را سامان يافته مىبينى، باد به غبغب انداخته و به خود پسندى تمام شادى مىكنى؟ اگر امروز مُلك و اقتدار ما به تو داده شده است، اندكى درنگ كن و اين سخن خداى را به ياد آور كه مىفرمايد: «وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ» [٢] (و البته نبايد كسانى كه كافر شدهاند تصور كنند اينكه به ايشان مهلت مىدهيم براى آنان نيكوست، ما فقط به ايشان مهلت مىدهيم تا بر گناه (خود) بيفزايند و آن گاه عذابى خفّت آور خواهند داشت). اى پسر آزاد شده، آيا اين از عدل است كه زنان و كنيزان تو پرده نشين باشند و دختران رسول خدا (ص) را چونان اسيران در كوچه و بازار بگردانى؟ و آنان را با سر برهنه و چهره باز از اين شهر به آن شهر ببرى تا مردم در آبشخورها و منزلگاهها به تماشايشان بنشينند و دور و نزديك و شريف و وضيع ديده بر چهرههايشان اندازند و مردى كه سرپرستى
[١] . روم (٣٠)، آيه ١٠.
[٢] . آل عمران (٣)، آيه ١٧٨.