با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٧٨ - ام سلمه امانتها را به صاحبانش باز مىگرداند
نيزههاى دشمن او را نشانه رفتند؛
او را كشته در كربلا ترك گفتند؛
پس از او باران كربلا را سيراب مگرداند. [١]
اين از يك سو، ولى از سوى ديگر اين ابيات- با اندكى اختلاف- به رباب همسر امام (ع) نسبت داده شده است. او در شام، پس از آنكه سر حسين (ع) را گرفت، آن را بوسيد و در دامن گذاشت و آن مرثيه را براى او خواند. [٢]
امّ سلمه امانتها را به صاحبانش باز مىگرداند
كلينى به نقل از امام باقر (ع) مىگويد: «حسين- صلوات الله عليه- هنگام رفتن به عراق كتابها و وصيت نامه را به امّ سلمه سپرد؛ و چون على بن الحسين (ع) باز گشت به وى داد». [٣]
مسعودى همانند اين روايت را نقل كرده، گويد: «سپس (امام حسين (ع)) على بن الحسين (ع) را، كه بيمار بود، حاضر ساخت و اسم اعظم و ميراثهاى پيامبران را به او وصيت كرد و به اطلاع او رساند كه علوم، كتابها و سلاح را به امّ سلمه داده و به او فرموده است كه آنها را به او بسپرد». [٤]
نيز گفته است «چون شهادت اباعبدالله نزديك شد، او (على بن الحسين (ع)) را فراخواند و به وى وصيت كرد و فرمان داد كه آنچه را نزد امّ سلمه گذاشته است به همراه ميراثهاى پيامبران و سلاح و كتاب تحويل بگيرد». [٥]
اين نيز از مواردى است كه بر بزرگى و عظمت امّ سلمه دلالت دارد. به طورى كه تا پايان عمر مورد اعتماد پيامبر (ص) و خاندانش بود؛ و آنچه هم كه نگهدارى كرد، چيزهايى بود كه ناچار بايد نزد حجّت خدا بر روى زمين در هر زمانى باشد. آنچه اهميّت اين موضوع را روشن مىسازد، روايتى است كه ابن حمزه طوسى از ابو خالد كابلى نقل كرده
[١] . معجم البلدان، ج ٤، ص ٥٠٥، شماره ١٠١٧٦.
[٢] . تاريخ الفرمانى، طبق هامش شرح الاخبار، ج ٣، ص ١٧٨.
[٣] . الكافى، ج ١، ص ٢٤٢، ح ٣، الغيبة، ص ١٩٥ ١٥٩؛ المناقب، ج ٤، ص ١٧٢؛ اعلام الورى، ص ٢٥٢.
[٤] . اثبات الوصية، ص ١٤٢.
[٥] . همان، ص ١٤٥.