با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٨ - نگاهى گذرا به خطبه و باز تاب آن
مثل ابو الفرج اصفهانى [١]؛ و برخى تنها به اشاره و ذكر مقدمات آن بسنده كردهاند، مثل ابن نما [٢] و سيد بن طاووس [٣].
نگاهى گذرا به خطبه و باز تاب آن
امام سجاد (ع)- در آن بخشهايى از خطبه شريفشان كه به ما رسيده است- تنها به معرفى خود و خاندانش بسنده فرمود و متعرض چيز ديگرى نشد. شايد رازش اين بود كه مىدانست جامعه شام درباره اهل بيت (ع) و منزلت والايشان چيزى نمىداند. زيرا آنها در كنار حكومت سركشانى از بنى اميه تربيت يافته بودند كه حقايق را از آنها پنهان كرده و آنان را با شير دوستى فرزندان شجره ملعونه- بنى اميه- و دشمنى خاندان پيامبر (ص) پرورده بودند.
از اين رو مىبينيم كه امام (ع) مشكل را- در اين مرحله- از راه عاطفى درمان مىكند؛ چرا كه تأثيرش در اين مقطع خاص از هر وسيله ديگرى بيشتر است. از محتواى خطبه چنين بر مىآيد كه شنوندگان از عامه مردم بودند، نه از اعيان و اشراف. فضاى اين مجلس با فضاى مجلس عام يزيد كه پر از اعيان و اشراف و بزرگان و رجال اهل كتاب و برخى نمايندگان دولتهاى آن روز بود تفاوت داشت [٤].
از اين رو مىبينيم كه به ذكر مزاياى اهل بيت (ع) مىپردازد و مردانى از آنها را ياد مىكند كه بىمانند و بىنظيرند؛ و مىفرمايد كه پيامبر برگزيده از ماست، صدّيق- يعنى على بن ابى طالب (ع)- از ماست؛ طيّار- منظورش جعفر بن ابى طالباست- از ماست.
شير خدا و رسول او- مقصودش حمزه سيد الشهدا است- از ماست. سرور زنان عالم- يعنى فاطمه زهرا (س)- از ماست. دو سبط اين امّت و دو سرور جوانان بهشت- يعنى حسنين (ع)- از مايند. حضرت ابتدا مقصودشان را از مصاديق اين اوصاف، مثل صديق و
[١] . مقاتل الطالبيين، ص ١٢١.
[٢] . مثير الاحزان، ص ١٠٢.
[٣] . الملهوف، ص ١٩.
[٤] . مؤيدش اين است كه سخنرانى در مسجد ايراد شد، نه در مجلس. ر. ك. بحار الانوار، ج ٤٥، ص ١٦١.