با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨١ - داورى ميان محدث نورى و قاضى طباطبايى
در آن نوشته بود قاصدى به جهت امر شما نزد يزيد رفته، روز فلان به آنجا مىرسد و روز فلان بر مىگردد. پس اگر آواز تكبير شنيديد، يقين كنيد كه شما را خواهند كشت وگرنه شما را امان دادند. چون دو روز يا سه روز به آمدن قاصد مانده بود، باز سنگى كه به آن نوشته بسته بود به آنجا افتاد و در آن نوشته بود وصاياى خود را بكنيد كه زمان رسيدن قاصد نزديك شده. چون قاصد رسيد معلوم شد يزيد امر كرده كه ايشان را نزد او فرستند و اما آنچه بعضى از افاضل علما در حواشى همه مزاربحار احتمال داده كه استيذان جواب به توسط كبوتر بود كه ملوك سابق آن را به جهت قاصدى و بردن خط از بلدى به بلدى تربيت مىكردند فاسد است. زيرا كه در عصر بنى اميه و اوايل بنى عباس اين كار متداول نبود. بلكه شهاب الدين احمد بن يحيى بن فضل الله العمرى تصريح كرده در كتاب تعريف كه اصل آن قسم كبوتر كه آن را حمام هدى و حمام رسائلى مىگويند در موصل بوده و ملوك فاطمين بسيار به او اعتنا داشتند و از كتاب نمائم الحمائم محىالدين ابن عبدالظاهر نقل كرده كه اول ملوك كه آن را از موصل نقل كرده نور الدين محمود بن زنگى بود در سنه ٥٦٥ و با لجمله از اقبال گذشت كه يك ماه در حبس شام بودند و بعد از بيرون آمدن هفت روز مشغول عزا دارى بودند. چنانچه در كامل بهائى است و محمد بن جرير طبرى در تاريخ خود گفته كه يزيد ده روز ايشان را در خانه خود نگاه داشت و بعد از آن ايشان را روانه كرد. در مراجعت با نهايت اجلال و اكرام و تأنى و وقار در شب سير مىكردند. چنانچه از كلام شيخ مفيد كه گذشت و ديگران معلوم مىشود. و اگر در هر شب هشت فرسخ بر همان خط مستقيم سير كرده باشند، مدت سير قريب به بيست و دو روز خواهد بود و حال آنكه از آن خطبه جهت قلّت آب و ساير ما يحتاج سير ميسّر نباشد. خصوص براى آن قافله زنان و كودكان و ضعيفان.
ششم آنكه با رسيدن حضرت سجاد (ع) در آن روز به كربلا و جماعتى از مردان بنى هاشم و مشرف شدن ايشان به زيارت حضرت ابى عبد الله عليه السلام با جابر در يك روز، بلكه در يك وقت، مناسب نبود جابر را اول زائر آن حضرت گويند و اين را از مناقب او شمرند. شيخ مفيد در مسار الشيعه چنانچه گذشت گفته ... [١].
[١] . لؤلؤ و مرجان، ص ١٥٣- ١٦٠.