با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩٤ - با آراى گمراه شده عمومى يك بار ديگر
ابن نما مىگويد: خداوند به مهيار [١] بركت دهد كه درباره اهل بيت (ع) گفته است:
به احترام او چوبهاى منبرش را تعظيم مىكنند در حالى كه فرزندانش را زير پا نهادهاند.
با كدام قانون فرزندانش از شما پيروى كنند و حال آنكه افتخار شما اين است كه يار و پيرو او هستيد. [٢]
با آراى گمراه شده عمومى ... يك بار ديگر
همّت امام (ع) اين بود كه افكار را روشن سازد و بيش از هر چيز به كشف حقايق بپردازد.
تا اينجا گوشههايى از سخنان و گفت و گوهاى ايشان را نقل كرديم. در ادامه برخى از پرسشهايى را كه براى امام مطرح شد مىآوريم و در پاسخهاى ايشان مىبينيم كه ايشان چه اندازه به اين مسأله اهتمام دارد.
فرات بن ابراهيم كوفى از يحيى بن مساور نقل مىكند كه گفت: «مردى از اهل شام نزد على بن الحسين (ع) آمد و پرسيد: آيا شما على بن الحسين (ع) هستيد؟ فرمود: آرى.
گفت: پدرت مؤمنان را كشت. على بن الحسين (ع) گريست و سپس صورتش را پاك كرد و گفت: واى بر تو، چگونه يقين كردى كه او مؤمنان را كشته است؟ گفت: به اين گفته او:
«برادران، بر ما ستم كردند، پس ما بر ستمشان با آنان جنگيديم.» فرمود: آيا قرآن مىخوانى؟ گفتم: مىخوانم. فرمود: آيا اين سخن خدا را شنيدهاى: و به سوى عاد برادرشان هود را ... و به سوى مدين برادرشان شعيب را ... و به سوى ثمود برادرشان صالح را». [٣] گفت: بلى، فرمود: آيا برادر خانوادگىشان بود يا برادر دينىشان؟
[١] . مهيار بن مرزويه، ابوالحسن يا ابوالحسين ديلمى، شاعر است و اسلوبش قوى است. مرعّا مىگويد: مهيار فصاحت عرب و زيبايى معانى را يكجا جمع كرد. زبيدى گويد: شاعر زمانش، ايرانى الاصل، از اهل بغداد. به دست شريف رضى اسلام آورد رضى پير است و مهيار در شعر و ادب دست پرورده اوست. او به سال ٤٢٨ در بغداد در گذشت (الاعلام، ج ٧، ص ٣١٧، نيز ر. ك. تاريخ بغداد، ج ١٣، ص ٢٧٦، المنتظم، ج ٨، ص ٩٤؛ البدايه و النهايه، ج ١٢، ص ٤١؛ ابن خلكان: ج ٢، ص ١٤٩).
[٢] . مثير الاحزان، ص ١٠٦؛ الملهوف، ص ٢٢٣.
[٣] . هود، آيههاى ٥٠، ٨٤ و ٦١.