با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨٥ - داورى ميان محدث نورى و قاضى طباطبايى
در منطقه «بصرى» راه شام به كوفه و كربلا (طريق بادية الشام) از راه شام به مدينه جدا مىگردد. [١]
سوم: آنچه ايشان در اين مقام بعيد شمرده وارد نيست. زيرا با تصريح ايشان بر اختلاف حالت يزيد در روز خروج اسيران از شام ابراز پشيمانى وى در ظاهر و با در نظر گفتن فرمانهاى يزيد به لزوم خوشرفتارى با آنان و به ويژه با در نظر گرفتن آنچه از ابن سعد نقل كرديم، مبنى بر اينكه يزيد به كسانى كه همراهشان فرستاد فرمان داد كه هر كجا و هر گاه خواستند آنان را فرود آورند، [٢] هيچ بعيد نيست كه خواستار رفتن به كربلا شده باشند؛ يا از خود شام و يا پس از خروج از آنجا، و اين درخواست نيز مورد پذيرش قرار گيرد.
اما اينكه نام كربلا را نبرده و تنها به ذكر مدينه بسنده كردهاند، مشكلى ايجاد نمىكند؛ زيرا مقصد نهايى براى آنان مدينه بود و كربلا براى آنها حكم يكى از منزلگاههاى ميان راه را داشت. پرسش يزيد هم ناظر بر انتخاب محلّ اقامت دائمى بود نه موقّتى و طبيعى است كه پاسخ نيز مطابق پرسش باشد و از اين رو تنها به ذكر مدينه بسنده كردند؛ و اين منافاتى ندارد كه كسى كه آهنگ مدينه دارد از كربلا نيز بگذرد.
٢. همراه با قاضى طباطبايى
از اينها كه بگذريم، شهيد سعيد قاضى طباطبايى با جديّت تمام در صدد اثبات اين بر آمده كه باز گشت، در اربعين نخست بوده است. از آنجا كه مهمّترين دليل مطلب نورى وجه پنجم مىباشد، ما نيز خلاصه سخنان آن شهيد را در اين باره مىآوريم و ملاحظاتى را در اين زمينه ذكر مىكنيم.
ايشان مىگويد: بازگشت اهل بيت در اربعين نخست و الحاق سرهاى شهيدان به پيكرهايشان، ميان علما مشهور و تا قرن هفتم مورد اتّفاق بوده است. نخستين كسى كه در اين باره اشكال كرده سيّد بن طاووس در «الاقبال» است. امّا مسأله ديدارشان با جابر را ابن طاووس و ابن نما نوشتهاند. هر چند كه روز ورود را تعيين نكردهاند، اما به يقين در
[١] . اربعين حسينى، ص ٨٩.
[٢] . الطبقات (ترجمة الامام الحسين (ع))، ص ٨٤.