با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٣ - فرمان يزيد براى فرستادن سر امام حسين(ع) و خاندان ايشان به شام
اما ساكنان دمشق؛ به اين خاطر كه بنى اميه ساليانى دراز بر آنان حكومت كردند و فتنهها و تبليغات دروغين بسيارى در اين شهر بر ضدّ خاندان پيامبر (ص) انجام شد. براى بصره نيز همين بس كه خوارج، اين شهر را به عنوان پايگاه خود انتخاب كردند و روياروى امامى كه پيروى از او واجب بود، يعنى على بن ابىطالب (ع)، ايستادند. باقيماندههاى آثار جنگ جمل نيز نقشى داشت كه نمىتوان از آن چشم پوشيد.
اما خاندان عثمان و خاندان حكم بن ابى العاص؛ اينان- چنانكه گذشت- از بنى اميه (شجره ملعونه در قرآن) هستند.
آنچه مهم است اينكه شاميان در آغاز از ماجراى قتل حسين (ع) نه تنها متأثر و غمگين نشدند، بلكه پيروزى يزيد را هم به او تبريك مىگفتند.
فرمان يزيد براى فرستادن سر امام حسين (ع) و خاندان ايشان به شام
يزيد به عبيدالله زياد فرمان داد تا سر مبارك امام حسين (ع) و نيز باقيمانده خاندان پيامبر (ص) را به شام بفرستد. [١]
از كسانى كه به اين موضوع تصريح كردهاند ابن سعد است كه از عامر چنين نقل مىكند: پيكى از سوى يزيد نزد عبيدالله آمد و به او فرمان داد كه بار و بنه حسين (ع) و هر كس را از فرزندان و خاندان و زنانش باقى مانده است نزد او بفرستد. پس ابو خالد ذكوان ده هزار درهم به آنان قرض داد؛ كه بدان وسيله آماده حركت گشتند. [٢]
سيّد بن طاووس گويد: يزيد بن معاويه، پس از دريافت نامه ابن زياد و آگاهى از آن، در جواب او نوشت كه سر حسين (ع) و كسانى را كه همراهش كشته شدهاند، همراه بار و بنه و زن و فرزندش نزد او بفرستد. [٣]
ابن جوزى گويد: آنگاه ابن زياد زحر بن قيس را خواست و سر حسين (ع) و سرهاى يارانش را همراه او نزد يزيد فرستاد. پيكى نيز از سوى يزيد آمد و به عبيدالله
[١] . اين خود مؤيّد رضايت يزيد از قتل سيّد الشهدا (ع) است.
[٢] . الطبقات الكبرى (ترجمة الامام الحسين (ع))، ص ٨١.
[٣] . الملهوف، ص ٢٠٨؛ تسلية المجالس، ج ٢، ص ٣٧٢.