با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤٦ - مشورت يزيد با بزرگان شام
غارت شده اهل بيت (ع) را براى وى فرستاده بودند.
٦. كار امام (ع) مبنى بر تقسيم پول اضافه- دويست دينار- كاشف يكى از زواياى اخلاق عالى متجلّى در اهل بيت نبوت (ص) است.
مشورت يزيد با بزرگان شام
ابن عبد ربّه مىنويسد: ... (يزيد گفت): اى اهل شام درباره اينان چه نظرى داريد؟ ...
نعمان بن بشير انصارى گفت: ببين اگر رسول خدا (ص) آنان را در اين حالت مىديد چگونه رفتار مىكرد، تو نيز آن طور رفتار كن، گفت: دست از آنها بداريد و برايشان سايهبان بزنيد. سپس به خوراكشان رسيد و به آنها لباس پوشاند و جوايز بسيارى براى آنها فرستاد و گفت: اگر ميان آنها و پسر مرجانه نسبتى بود، آنها را نمىكشت. سپس آنان را به مدينه بازگرداند». [١]
از روايات چنين برمىآيد كه اين گفت و گو و مشورت خواهى، در اواخر دوران اقامت اهل بيت (ع) در شام انجام پذيرفت نه در مجلس عمومى يزيد- آن طور كه از ظاهر برخى كتابها بر مىآيد-، زيرا پيش از اين شواهد چندى ذكر كرديم كه مجالس يزيد تكرار شد، هر چند كه ميزان اهميّت آنها به يك اندازه نبود. بنابراين در اين هنگام يزيد به دنبال راهى براى گريز از حادثهاى بود كه اركان حكومتش را به لرزه در آورده بود. مؤيّد اين مطلب نقل قاضى نعمان است كه مىگويد: سپس گفت: اى اهل شام! درباره اينان چه نظرى داريد ...
نعمان بن بشير گفت: ببين كه اگر رسول خدا (ص) زنده بود با آنها چگونه رفتار مىكرد، تو نيز چنان كن. يزيد گريست و فاطمه، دختر حسين (ع) گفت: «اى يزيد! درباره دختران رسول خدا (ص) كه اسير دست تواند چه مىگويى؟» پس گريهاش شدت گرفت! به طورى زنانش آن را شنيدند: و چنان گريستند كه همه حاضران در مجلس صدايشان را شنيدند.
گويند: اين واقعه پس از جاى دادنشان در منزلى بود كه نه آنها را از سرما حفظ مىكرد و نه از گرما. پس مدّت يك ماه و نيم در آن سكونت داشتند به طورى كه از شدّت گرما پوست صورتهايشان كنده شد؛ سپس آزادشان كرد. [٢]
[١] . العقد الفريد، ج ٥، ص ١٣١؛ الامامة والسياسة، ج ٢، ص ٨؛ جواهر المطالب، ج ٢، ص ٢٧١؛ مقتل خوارزمى، ج ٢، ص ٦٥؛ مثير الاحزان، ص ٩٨؛ الملهوف، ص ٢١٨.
[٢] . شرح الاخبار، ج ٣، ص ٢٦٨.