با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧٥ - داورى ميان محدث نورى و قاضى طباطبايى
از مأخذ و سند نيست و وجهى جز عدم اتقان تام در آن ايام و قلت اطلاع ندارد؛ و از لهوف مختصر ترهم تأليف دارد، مثل مجتنى و در آنجا ابداً نقلى بىذكر مأخذ و غير مستند نكرده.
پس اگر در نقل از آن كتاب ايراد مىشود، منافاتى با بزرگى مقام و كثرت اطلاعشان در احاديث و آثار ندارد، زيرا كه در آن درجات بعد از آن به تدريج پيدا شده.
دوم آنكه سيّد معظم مذكور در كتاب اجازات در مقام ذكر مؤلفات خود تصريح دارد كه كتاب مصباح الزائر را در اوايل تكليف نوشته است. و در اول لهوف فرموده كه چون مصباح الزائر را نوشتم و زائر از حملهر كتاب ديگر مستغنى است خواستم چون به جهت زيارت عاشورا مشرف مىشود با خود نبرد. اين مختصر را كه مناسب تنگى وقت زوار است در مقتل نوشتم كه به آن كتاب منضم شود». [١]
مناقشه در دو مقدمه نورى
مقصود محدث نورى از اين دو مقدمه اين است كه سيد بن طاووس لهوف را- كه منبع كهنتر در اين مسأله است- در سن جوانى و زمانى كه هنوز به پختگى نرسيده بود نوشت و از اين رو در اين مسأله چندان قابل اعتماد نيست. اما هر دو مقدمه او جاى تأمل دارد:
١. عدم ذكر مأخذ و اسناد ناشى از عدم اتقان تام و قلّت اطلاع ايشان- آن طور كه او گفته- نيست. بلكه چون مؤلف قصد نوشتن كتابى كم حجم و با موضوعات فراوان و قابل حمل در بارگاه حسين (ع) و غيره را داشته ناگزير بايد چنين مىكرده است؛ و گرنه نقض غرض مىشود؛ و شايستهتر آن است كه به كتابهاى مفصلترى چون مصباح شيخ اكتفا شود.
٢. سيد (ابن طاووس) در اجازات خويش گويد: «از چيزهايى كه در آغاز تكليف بدون ذكر اسرار و آشكار نمودن رموز تأليف كردم كتاب مصباح الزائر و جناح المسافر در سه مجلد بود»، [٢] آن گاه به ذكر ديگر تأليفات خويش مىپردازد و مىگويد: «و كتاب الملهوف على قتلى الطفوف را تأليف كردم؛ و هيچ كس را نمىشناسم كه پيش از من چنين كتابى نوشته باشد و كسى كه آن را ببيند، نسبت به آن آگاه خواهد شد». [٣] چه بسا خواننده از اين
[١] . لؤلؤ و مرجان، نورى، محدث، انتشارات اميركبير، تهران، ١٢٧٩، ص ١٤٨ ١٤٩.
[٢] . بحار الانوار، ج ١٠٧، ص ٣٩.
[٣] . همان، ص ٤٢.